تشویق کودک

استفاده موثر از تشویق کردن کودکان

دلگرمی  دادن و تشویق کردن کودکان مهمترین و حالتی است که بزرگترها می توانند برای کمک به کودکان یاد بگیرند بچه ها به تشویق نیاز دارند، همانگونه که گیاهان نیازمند آب هستند. هیچکدام بدون آن یکی زنده نمی ماند. این فرض آشکار است که بهترین راه کمک به یک کودک بدرفتار تشویق کردن و دلگرمی دادن به او است. وقتی دلسردی برطرف می‌شود، انگیزش بدرفتاری نیز از بین می رود. اگرچه این قضیه درست است اما نشان دادن رفتار دلگرم کننده در برابر کودکی که بدرفتاری می کند آسان نیست و بسیاری از بزرگترها نمی‌دانند در چنین شرایطی دلگرمی دادن چگونه است.

غالباً دلگرمی دادن کار آسانی نیست، بزرگترها هستند البته لازم به بیان مشکلات رفتاری به خود بدرفتاری بپردازند دلیل دیگر این است که این باور در ذهن بسیاری از بزرگسالان روسوخ کرده که تنبیه کودکان را برمی انگیزد تا رفتارشان را بهبود بخشند.  والدین و معلمینی که عقیده دارند تنبیه موثر است، نتایج منفی بلند مدت آن را کشف نکرده‌اند. حتی آنهایی که نتایج بلند مدت تنبیه را فهمیده‌اند و قبول دارند که تنبیه کار خوبی نیست هنوز گرفتار آنند. همه ما نقاط ضعفی داریم، به بچه ها آنها را خوب میشناسند. این نقاط ضعف مانند دکمه هایی هستند که وقتی فشار داده می‌شوند ما را به استفاده از تفکر ابتدایی سوسماری‌مان سوق می دهند.

درست است که ما کودکانمان را نمی خوریم، اما وقتی آشقته هستیم و واکنش نشان می دهیم قطعاً احساس تعلق و اهمیت آنها را ذره ذره میجویم. در هنگام تعارض هم بزرگترها ممکن است واکنش غیر منطقی نشان دهند و هم کودکان در این حال هیچ کس به حرف کسی گوش نمی‌دهد. پس اصلا زمان مناسبی برای آموزش نیست. با این حال اغلب بزرگترها فکر می‌کنند همان موقع باید به حل فصل مشکل بپردازند و گرنه به کودک اجازه داده‌اند قسر در برود.

دلگرم  ساختن فرصت‌هایی را برای کودکان فراهم می‌آورد تا این باور را رشد دهد، که من توانا هستم، می توانم مشارکت کنم و می‌توانم بر آنچه برایم اتفاق می‌افتد یا چگونگی پاسخ دادنم به آن تاثیر گذار باشم. دلگرم ساختن به کودکان مهارت‌های زندگی و مسئولیت‌های اجتماعی را آموزش می‌دهد که آنها برای موفقیت در زندگی و روابط‌شان به آنها نیاز دارند. دلگرم ساختن می‌تواند به سادگی در آغوش گرفتن باشد، تا به کودک کمک کند احساس بهتری پیدا کند. متاسفانه دل گرم ساختن همیشه ساده نیست سه دلیل عمده برای این مسئله وجود دارد:

  1. بزرگترها به سختی به یاد می آورد که کودک بدرفتار می خواهد بگوید (من می خواهم تعلق داشته باشم).
  2. بزرگتر ها معمولا تنبیه کنندگان بسیار ماهری هستند ولی از دلگرم کردن سر رشته ندارند.
  3. بچه ها همیشه آماده پذیرش دلگرمی نیستند به ویژه در زمان تعارض.

تعارض با کودک

اندکی صبر

در زمان تعارف به خصوص اگر هدف نادرست قدرت طلبی یا انتقام باشد هم بزرگسالان و کودکان ممکن است به تعهد عصبانی باشند که نتوانند دلگرم کنند یا دلگرم شوند به این دلیل یک کناره‌گیری دوستانه( فاصله سالم چه برای شما، چه برای کودکتان) اغلب موثرترین کاری است که در زمان تعارض انجام می‌گیرد. اگر نادیده گرفتن رفتار برانگیز برای آن آسان نیست و نمی‌توانید تا زمان آرام شدن صبر کنید، برای بیان احساسات دست‌کم به جای تفسیرهای آسیب زا یا سرزنش آمیز از جمله‌های با مطلع “من” استفاده کنید. بزرگسالان می‌توانند با گفتن این عبارت موفق‌تر از تعارض کنار بکشند “من فکر می کنم الان هر دوی ما آنقدر آشفته که نمی‌توانیم درباره این مسئله بحث کنیم، اما می خواهم وقتی هردومون آرام شدیم با تو صحبت کنم” این کار به خصوص زمانی موثر‌تر است که شما طی یک نشست خانوادگی درباره مفهوم فاصله سالم برای آرام شدن گفتگو کرده باشید و بچه ها برای ایجاد مکان فاصله کمک کرده باشند.

اگر در دل گرم ساختن موفق نیستید شاید دلیلش کم صبری‌تا‌ن باشد درک اهمیت آرام‌سازی موفقیت شما را افزایش خواهد داد.

احترام متقابل

احترام متقابل گرایش‌های ذیل را در هم ادغام می کند:

  • باور به توانایی های خودتان و دیگران؛
  • علاقه به دیدگاه دیگران و نیز دیدگاه خودتان؛
  • تمایل به پذیرش مسئولیت و قبول سهم خودتان در ایجاد مسائل.

بهترین روش برای آموزش این گرایش‌ها به کودکان الگو شدن برای آنان است. خواهید دید اگر صبور باشید و به جای تلاش برای چیره شدن بر کودکتان به دنبال به پیروزی رساندن آنها باشیم می‌توانیم احترام متقابل را برای خود و خانواده مان به ارمغان آوریم.

پیشرفت آری، کمال گرایی نه !

انتظار بی عیب و نقص بودن از خود انتظار غیرواقعی است و زندگی انسان‌های کمال طلب، پر است از دلسردی و تلخی. کودکان به این فکر می‌افتند که تلاش نکردن بهتر از تجربه مداوم دلسردی است. چون نمی‌توانند انتظارهای خود یا والدین کمال طلب‌شان را برآورده کنند. تشخیص پیشرفت دلگرم کننده است و به کودکان القا می‌کند تا به تلاششان ادامه دهند. تنبیه سرکشی را برمی انگیزد و برای همه دلسرد کننده است. وقتی بزرگسالان به دنبال احترام متقابل، حل مسئله، دلگرم ساختن و تکیه بر راه‌حل‌ها باشند بچه‌ها احساس تعلق می‌کنند و رفتار مسئولانه در پیش می‌گیرند.

فاصله سالم

تکیه بر توانایی‌ها، نه ضعف ها

ممکن است کودک شما ۸۵ درصد توانایی و ۱۵ درصد ضعف داشته باشد. با این حال بیشتر والدین و معلمین روی چه چیزی تمرکز می‌کنند؟ 

وقتی شما تمام وقت و انرژی تان را بر بخش ۱۵ درصدی کودک متمرکز کنید، بخش منفی رشد می‌کند و بخش مثبت خیلی زود ناپدید می‌شود چون فقط ضعف ها را می بینید و دست آخر هم ضعف هاست که برایتان می‌ماند. در نتیجه آنچه می‌بینید همان چیزی است که به دست می‌آورید. ولی اگر وقت و انرژی‌تان را برای قدردانی و تشویق بخش مثبت متمرکز کنید، طولی نخواهد کشید که بخش منفی ناپدید می‌شود و بخش مثبت تا ۱۰۰ درصد رشد خواهد کرد. زیر شما فقط آن را می بینید وقتی بر توانایی‌ها تمرکز می‌کنید برای خودتان و دیگران دلگرم‌کننده خواهید بود.

تغییر جهت بد رفتاری

در هر کودک به دنبال توانایی‌هایش بگردید. مثلاً کودکی که  بی‌نظمی می‌کند، اغلب در مهارت رهبری از دیگران توانمندتر است. اگر بتوانید این را ببینید کار کردن با آسان‌تر می‍‌‌‌‌شود ، چون می توانید به او کمک کنید توانایی اش را در راه‌های مفید و مشارکت آمیز به کار ببندد.

جبران کردن

این مفهوم خیلی به تغییر بدرفتاری نزدیک است، اما بچه‌ها را بیشتر در فرآیند حل مسئله مشارکت می‌دهد. وقتی بچه ها کاری غیرمسئولانه یا غیر محترمانه انجام می‌دهند به آنها فرصت جبران دهید تا بتوانند کاری کنند و دل کسی را که رنجانده‌اند  به دست بیاورند. اگر لحن و حالت بزرگسالان تنبیهی باشد، این شیوه موثر نیست. ولی اگر همین کار را با حالتی دوستانه و محترمانه انجام دهند و از کودک هم درباره چگونگی جبران کردن نظر خواهی کنند، این روش بسیار موثر خواهد بود. جبران کردن حس مسئولیت اجتماعی را تقویت می‌کند. وقتی بچه‌ها به دیگران کمک می‌رسانند نسبت به خودشان احساس بهتری پیدا می‌کنند، که البته این امر برای آنها مایه دلگرمی است. جبران کردن اگر با حالت غیر تنبیهی به کار رود دلگرم کننده تر است، زیرا کودکان فرصتی می یابند تا از اشتباه‌هایشان درس بگیرند و با تصحیح مشکلات به وجود آمده تجربه کسب کنند جبران کردن به کودکان می‌آموزد که می‌توانند بدون ترس از سرزنش، شرم و درد پاسخگوی رفتار خود باشند.

مراقب فشار اجتماعی باشید.

وقتی بزرگسالان احساس فشار اجتماعی می‌کنند استفاده از روش‌های موثر با کودکان برایشان مشکل است.  وقتی کودک در حضور دوست، همسایه، فامیلیا، هم‌کاران بد رفتاری می‌کند، برخورد با او می‌تواند برایتان سخت باشد. ممکن است احساس کنید کارآمدی شما مورد داوری آنها قرار خواهد گرفت. در این شرایط شاید احساس کنید این ناظران می‌خواهند بهترین نتیجه را در کوتاه ترین زمان از شما ببینند. روشن است که در این حال زیر فشار قرار می‌گیرید و ممکن است وسوسه شوید با استفاده از تنبیه ناظران را راضی کنید. چون به نظر می‌رسد تنبیه سریعترین نتیجه را به دست می دهد. زیر فشار اجتماعی درست اندیشیدن و انجام دادن کار موثر شهامت زیادی می‌طلبد. وقتی زیر فشار اجتماعی هستید از ناظران دور شوید، یا خودتان صحنه را ترک کنید و یا محترمانه  بخواهید دیگران بروند تا بتوانید مسئله را به طور خصوصی حل کنید.

کار روزانه

 جدول برنامه کارهای روزانه

هر چه کودکان بیشتر کارهای خودشان را انجام دهند، بیشتر احساس توانایی و دلگرمی می‌کنند یکی از بهترین راه‌ها برای دوری از بگومگوهای وقت خواب شبانه و مشکلات صبحگاهی، مشارکت دادن کودکان در تهیه جدول کارهای روزانه است. پس از انجام این کار دیگر می‌توانیم به جای اینکه به آنها بگوییم چه کار کنند، اجازه دهیم برنامه‌های جدول را دنبال کنند. اینطور شروع کنید که کودک فهرستی از تمام کارهایی که لازم است قبل از رفتن به رختخواب انجام دهد تهیه کند، فهرست ممکن است شامل این موارد باشد:

جمع کردن اسباب‌بازی‌ها، خوردن غذای سبک، رفتن به دستشویی، مسواک زدن، انتخاب فردا؟، قصه شب، بوس،لالا.  تمام موارد را در یک جدول برنامه وارد کنید. به جای اینکه به کودکان بگویید چه کار کند بپرسید “برنامه بعدی چیه؟” البته اغلب لازم به پرسیدن نیز کودک خودش به شما خواهد گفت. به یاد داشته باشید هدف اصلی این کارها کمک کردن به کودکان است توانایی دلگرمی کنند و امتیاز جانبی آن این است که شما از نق زدن آنها رها شوید و شامگاه و صبحگاه آرام تری را تجربه کنید.

تشویق در برابر انتقاد

انتقاد در لغت به معنی جدا کردن درست از نادرست معمولاً با برجسته‌سازی نقاط ضعف مخاطب انجام می‌شود. به همین دلیل است که انتقاد راه خوبی برای کمک کردن به اصلاح رفتار کودکان نیست، منظور این نیست که نباید بگذارید کودکان بفهمند در چه چیزی نیاز به پیشرفت دارند، منظور این است که برای رسیدن به رفتار نباید احساس بدی در آنها ایجاد کرد کودکان نقاط قوت خود را میشناسند بدون اینکه لازم به گفتن باشد. در مورد نقاط ضعف نیز اگر احساس نیاز به پیشرفت از جانب خودشان باشد موثرتر است. از کودک بپرسید دوست داری چطور پیشرفت کنی؟ برای رسیدن به هدفهایت چیزی لازم داری؟ سپس میتوانید با فکر پرانی به آنها کمک کنید راه های پیشرفت را پیدا کنند. این کار به کودکان ارزش تعیین هدف و خود ارزشیابی را آموزش می دهد.

آغوش را امتحان کنید.

در بسیاری از موارد وقتی بزرگسالان دست از پرداختن به بدرفتاری برمی‌دارند و به ریشه‌ی آن یعنی دلسردی می‌پردازند می‌توانند به کودکان کمک کنند تا رفتارشان را تغییر دهند. کودک بدرفتار کودک دلسرد است و دلگرم کردن بهترین راه پرداختن به بدرفتاری. در آغوش گرفتن کودک یکی از راه‌های دلگرم کردن آن است. شکیبا باشید، گاهی اوقات کودک آنقدر آشقته است که در آغوش گرفتن یا حرف زدن با او بی فایده است. ولی همیشه می‌توانید امتحان کنید اگر کودکی تمایلی نداشت میتوانید بگویید ” دلم می‌خواهد بغلت کنم هر وقت دلت خواست بیا تو بغلم” و سپس محل را ترک کنید برخی والدین می پرسند پس از در آغوش گرفتن؟ بدرفتاری چه میشود؟ 

گفت که اغلب دلگرمی دادن برای قطع کردن بدرفتاری کافی است و لازم نیست کار بیشتری انجام شود گاهی هم در آغوش گرفتن می‌تواند فضای دلگرم‌کننده ایجاد کند که در آن کودکان آماده یادگیری شوند. این حالت می‌تواند یک فرصت عالی باشد برای آموزش، پرسیدن، سوال‌های کنجکاوانه، دادن انتخاب های محدود، استفاده از حواس پرتی یا حل مسئله مشترک. بغل کردن عجب شیوه فوق‌العاده‌ای است، وقتی بچه را در آغوش می‌گیرید باعث می‌شود شما احساس بهتری داشته باشید و بتوانید به آنها اجازه دهید همکاری کنند. البته فایده جانبی این است که آنها نیز احساس بهتری دارند. پذیرفتن اشتباه‌ها یکی از دلگرم کننده ترین کارهایی است که می توانید انجام دهید.

آغوش پدر

ابزارهای تربیت سالم

  1. شکیبا باشید و منتظر زمان آتش بس بمانید. زمانی که شما آماده کردن و آماده دریافت آن است.
  2. جایی که مسئولیت آن را بر عهده گرفته اید از “من پیام” استفاده کنید.
  3. از تعارض کناره گیری کنید (اگرممکن است فاصله سالم).
  4. قرار بگذارید بعد از اینکه هر دو آرام شدید و احساس بهتری باشید با هم ملاقات کنید.
  5. از کودک بخواهید مسئله را در دستور کار نشست خانوادگی یا کلاسی قرار دهد.
  6. گوش دهید به یاد داشته باشید کودکان بعد از اینکه احساس کنند به آنها گوش داده‌اید به شما گوش خواهند داد.
  7. از چهار مرحله برای همکاری پیروزمندانه استفاده کنید.
  8. بر توانایی‌هایش تکیه کنید نه بر ضعف‌ها.
  9. در زمینه هایی که پیش نیاز دارند راه حل هایی بیابید که برای همه محترمانه‌اند.
  10. به دنبال پیشرفت باشید نه کمال.
  11. بد رفتاری را تغییر دهید. بدرفتاری کودک به دنبال استعداد یا مهارتی باشید و با استفاده از آن استعداد یا مهارت کودک را در راه‌های مفید تغییرجهت دهید.
  12. کودکان را برای جبران اشتباه‌شان حمایت کنید. از سوالهای کنجکاوانه استفاده کنید تا به کودکان کمک کنید خودشان تصمیم بگیرند برای جبران کردن چه کاری می‌توانند بکنند.
  13. از فشار اجتماعی بپرهیزید، گاهی بهتر است صبر کنید تا با هم تنها شوید.
  14. برای هریک از کودکانتان (وقت ویژه) برنامه ریزی شده اختصاص دهید.
  15. وقتی کودکان را روی تخت می‌گذارید به آنها فرصت دهید تا قبل و شادترین لحظه‌های روزشان را با شما در میان بگذارند سپس لحظات خودتان را مطرح کنید.
  16. به جای تحسین از تشویق استفاده کنید
  17. از انتقاد بپرهیزید.
  18. خود ارزیابی را تشویق کنید.
  19. برای آموزش وقت صرف کنید تا انتظار به آشکار شود.
  20. بپرسید “درک تو از تصمیمی که گرفتید کیست؟”
  21. از پیش راجع به تصمیمی که گرفته اید به آنها اطلاع دهید.
  22. در تهیه جدول کارهای روزانه کودکان را مشارکت دهید.
  23. بیاموزید و آموزش دهید که اشتباه‌ها فرصت هایی فوق العاده برای یادگیری اند.
  24. دست از گفتن، سخنرانی و تقاضا کردن بردارید و به پرسیدن سوال‌های کنجکاوانه روی آورید.
  25. در آغوش گرفتن را امتحان کنید.

منبع:  کتاب تربیت سالم در خانه

نویسنده: جین نلس

مترجم: محمد جواد فرشچی- ریحانه ایزدی