رشد دادن تواناییهای فکری کودک

چگونه می‌توان به تقویت رشد فکری کودک کمک کرد؟

پنجاه سال قبل بررسی‌های زیادی توسط محققین انجام شده است تا رشد فکری کودک و چگونگی پیشرفت او را بفهمند. سپس توانایی‌های کودکانه رشد کرده، مورد اهتمام محققان قرار گرفت و آنها را حیرت انگیز کرد که کودکان ما خیلی خلاصه نتایج را بررسی می‌کنند و دارایی توانایی، استعداد و پختگی زودرس بوده و به زندگی بیش از آن که فکر می‌کنیم، اهمیت می‌دهند. اکنون بعد از این اکتشافات هر فردی با دیدگاهی تازه به کودک نگاه می‌کند هر بازی ممکن است توانایی‌های او را به کار گیرد و به او کمک کند تا آنچه را که انجام داده یا دانسته اهمیت دهد.

 چگونه می‌توان به رشد فکری کودک و تقویت توانایی‌هایش کمک کرد؟

 هدف اساسی این مطلب، گذشته از سرگرمی دسته جمعی آن، تقویت رشد فکری کودک از انجام هر وظیفه‌ای فکر کودک با تشویق و تمرین دارای فعالیت بیشتری می‌شود. منظور این نیست که بر وظایف فکری تمرکز کنید و برای اینکه کودک از سن و سالش جلو بزند او را تشویق کنیم. شما نباید در برخورد با رشد فکری کودک منتظر بمانید که خودش بدون کمک پیشرفت کند.

هر چه قدر که در متنوع بودن واکنش‌های هوشی و رشد فکری کودک خود به خود و طبیعی تلاش کردید، به همان اندازه توانایی‌های کودک افزایش می‌یابد و رغبت او نسبت به کسب بیشتر عمیق تر می‌شود. باید به او چگونه کسب کردن و بازی کردن با فعالیت فکری را فراتر از واقعیت‌ها یاد بدهیم. هدف تربیت این نیست که کودک نابغه بسازد، بلکه برای تربیت آنها در محیطی گرم و تشویق کننده تلاش می‌کند. به نظر ما هوش دارای ارزش کم و یک بعدی نیست که بعضی‌ها برخلاف دیگران آن را به ارث می‌برند. هوش یک توانایی مرکب و متنوع است که تعدادی از عناصر متشکل می‌شود. همه کودکان به یک اندازه در یادگیری و اکتشاف رغبت نمی‌کنند.

هر فردی دارای هوش خاصی است

 میان همه کودکان در نوع رشد فکری آنها نکاتی مشترک وجود دارد و این عوامل مشترک با پختگی جسمی و نفسی ارتباط دارد. اما باید توجه داشت که میان یکی کودک با دیگری اختلاف زیادی وجود دارد و هیچ کودکی وجود ندارد که کاملاً شبیه کودک شما باشد. روش کسب آگاهی‌های میان کودکان مختلف است از این رو رسیدن به مطلبی که همه را در نظر داشته باشد بسیار سخت است.

خیلی طبیعی است که برخی از کودکان قبل از دیگران راه بروند، ولی ممکن است که کودک دیگری زودتر از اینها شمارش تا ده را یاد بگیرد. در این مطالب پیشنهادهایی ارائه شده است که ممکن است با سن و سال کودک شما هماهنگی نداشته باشد. کودک حق دارد که به بازی توجه نکند و یا اینکه یک بازی را بر دیگری ترجیح دهد. می‌توان به جای ناراحتی در ماشین یا بی حوصلگی در پارکها برای کودک یک تمرین سرگرم کننده فراهم کنیم که با افزایش رشد فکری و توانایی‌هایش روبه رو شویم. با این روشها مراحل رشد فکری کودکان خیلی تغییر می‌یابد. چیزی که مسلم است این است که کودکی وجود ندارد که هوش نداشته باشد؛ مثلاً هوش خلاقیت، هوش درک مجرد، هوش سازگاری با اوضاع اجتماعی، هوش مهارتهای دستی، هوش قلب، هوش کلمه، هوش شماره‌ها و…

بعضی کودکان دارای هوش بینایی و شنوایی و بعضی دیگر دارای هوش در حرکت کردن و لمس کردن می‌باشند.

 

نقش محیط در هوش و رشد فکری کودک

 عامل وراثت و همچنین محیطی که کودک در آن رشد می‌کند تاثیر بسزایی در رشد فکری او دارد و با آزمایش‌های متعدد مشخص شد که هوش و محیط به رشد توانایی‌های کودک کمک زیادی می‌کند. سال‌های نخست در رشد فکری کودک نقش اصلی را ایفا می‌کنند. نباید از آنچه که می‌تواند به کودک کمک کند دریغ کنیم باید به او کمک کنیم که پایه‌های محکم آینده را بسازد. هر قدر که فرزند رشد نماید سرعت رشد مغز او نیز بیشتر است و این رشد قبل از ورود به مدرسه ابتدایی کامل می‌شود. انجمن‌های فکری و بخش‌های مخصوص فکر یعنی راهی که به وسیله آن کودک شناخته‌های خود را تنظیم می‌کند و به وسیله آن از هوش خود استفاده می‌کند. همه اینها در سن ۶ سالگی کامل می‌شود و گویا به همین دلیل است که نوع آزمایش‌های اولیه و تعداد آنها اساس پیشرفت فکر در آینده هستند. پس نباید خانواده‌ها و مربیان فراموش کنند که می‌توان از راه بازی، در رشد دادن فکر و ابتکار و یادگرفتن به کودک کمک کرد.

تاثیر بازی و آموختن در رشد فکری کودکان

کودک از راه  سرگرمی رشد می‌کند و یاد می‌گیرد و میان بازی و یاد گرفتن فرقی قائل نیست. همچنین هنگامی که روی چیزهایی که می‌خواهد آنها را بداند، کار می‌کند در حال یادگیری است و برای همین کودک احساس می‌کند که نیاز به حرکت همیشگی دارد و آن را دوست دارد. هنگامی که کودکان میانه حرکات جدی و فکری خود وابستگی ایجاد می‌کنند و همیشه آنها را تکرار می‌کنند رشد فکری کودک افزایش می‌یابد. بازی بهترین راه برای یادگرفتن به حساب می‌آید، زیرا آنچه که کودک به وسیله بازی کسب می‌کند بدون تلاش و فکر کردن است. به علاوه سرگرمی که کودک به دست می‌آورد به او فرصت می‌دهد که از جسم و حواس خود استفاده کند و به او فرصت می‌دهد که آگاهی‌های زیادی به دست بیاورد و به طور فعال تمرین کند. 

 والدین باید برای کودکان خود یک محیط تفریحی فراهم کنند و به آنها فرصت آزمایش بدهند و به مقدار توان برای کودک خود وقت اختصاص دهند. همه آنچه فرزند می‌خواهد این است که بزرگتر به او توجه کند و قسمتی از وقت خود را به او اختصاص دهد و هنگامی که با کودک بازی می‌کنید همه اینها را برایش فراهم خواهید کرد. نباید فراموش کنیم که هنگامی که کودک تلاشش را انجام می‌دهد از او تشکر کنید و او را تشویق کنید. اگر خلاف این رفتار کنیم و او را در موقعیت سختی قرار داده و او را به باخت وادار کردیم و نتیجه به دست آوردیم، برخلاف آنچه که توقع داریم است. کودک منزوی می‌شود و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد و دیگر قبول نمی‌کند که با ما یاد بگیرد. توجه داشته باشید که اگر موفق شد باید به او تبریک گفت؛ واقعاً به او افتخار کنیم و به این وسیله است که انگیزه‌اش قوی‌تر می‌شود.

 در محیط خانه

 در بررسی که در مورد روش تربیتی و عمل رسید، مشخص شد که خانه بعضی از کودکان برتر از هر کدام در زمینه خاصی موفق هستند، همان روش را به کار بردند و در واقع ویژگی‌ها را بررسی کردند. مثلاً اگر کودک نخستین روزهای کودکی‌اش محیط سرشار از تربیت برایش فراهم بود، در آن محیط توانایی‌های رشد می‌کند و به سوی اکتشاف عالمی که به آنها احاطه دارد می‌رود. همچنین خانواده کودکان نیز به این نتیجه رسیدند که هر تعلیمی که صورت بگیرد باید همراه با بازی و لذت بردن باشد. به همین دلیل والدین به تشویق و ایجاد انگیزه در کودکان پرداختند و به فرزندان خود آزادی انتخاب کردن آنچه که برایشان مهم است را دادند و همچنین به آنها صمیمیت نشان دادند. همه اینها برای کودک یک محیط خانوادگی لبریز از هیجان، احترام و صمیمیت فراهم می‌کند.

کمک به رشد فکری کودک

 عناصر رشد عقلی

  کودک محیطی که او را احاطه می‌کند را به شیوه‌ای که با شیوه بزرگترها فرق می‌کند، درک می‌کند و هر چقدر که او کوچکتر بود این اختلاف بیشتر است. ولی این ترکیب عقلی را به تدریج در مسیر رشد خود کسب می‌کند. رشد کودک را چهار عنصر اساسی توضیح می‌دهد:

 

نخستین عنصر خجستگی است

کودک همراه با بعضی توانائیها متولد می‌شود، یعنی غیر ارادی‌اند و نیاز به تمرین ندارند و به مرور زمان قسمت عمده‌ای از اینها از بین می‌روند و همچنین همراه با برخی توانایی‌های نهفته متولد می‌شود که هنگام تکامل دستگاه عصبی ظهور پیدا می‌کنند. موقعیت‌هایی که این توانایی‌ها در آن پرورش می‌یابند باعث می‌شود که امکان پذیری رشد آنها کاملاً مشخص گردد.

 دومین عنصر آزمایش مادی است

 به این معنا است که کودک با محیط، چیزها، مکان‌ها و با افراد تماس و ارتباط داشته باشد تا باعث رشد فکری او شود. از راه برخورد با کودکان دیگر یاد می‌گیرد که موقعیت خود را مشخص کند و میان آنها فرق قائل باشد و نتیجه‌های آنچه که انجام می‌دهد درک کند.

سومین عنصر انتقال فرهنگی- اجتماعی است

 آنچه که کودک اکتشاف می‌کند به او چگونگی حرف زدن، بازی کردن و حمام کردن را یاد نمی‌دهد. اینها رسوم زندگی روزمره را تشکیل می‌دهد و در هر تمدن و هر خانواده‌ای مختلف است.

چهارمین و آخرین عنصر تسلط ذاتی است

 کودکان در درون خود نیرویی ایجاد می‌کنند که آنها را به سوی سازگاری فکری هدایت کند و اجرا کردنش به طور مستمر بهبود می‌یابد.

اولین برنامه فکری بر اساس ربط دادن تجربه‌های جدید با چیزها و انواعی است که کودک به خاطر محدود کردن یا گسترده کردنشان با آنها آشنا است و اگر برایش امکان پذیر نبود بخشهای فکری جدیدی را می‌سازد. مفاهیم جدید را نمی‌توان پیشرفت داد مگر کودک وقت کافی برای درک مفاهیم قدیمی را داشته باشد. به این مثال توجه کنید: «آلین» سگها را می‌شناسد(تشخیص می‌دهد) و هر حیوانی را ولو این که سگ نباشد سگ به حساب می‌آورد. ولی هرگز سگهای بزرگ را ندیده است. اولین بار میان حیوان جدید با حیواناتی که تاکنون می‌شناسد دنبال وجوه مشترک می‌گردد و اگر این امر امکانپذیر نبود در باغ وحش گرگ، کفتار یا هر حیوان دیگری را دید در ذهنش یک مجموعه جدید به وجود می‌آید.

 مراحل رشد فکری

 شناختن بخش‌های فکری و رشد فکری کودک، بر حسب سن و سالش مختلف است و تمرین‌های پیشنهادی باید با سن کودک متناسب باشد و رشد فکری او را آسان‌تر کند. بازی‌هایی به کودکتان پیشنهاد دهید که هر چقدر زندگی‌اش کامل تر می‌شود باعث اهتمامش شود و مناسب با سطح فکرش باشد. کوتاهی کردن از این آشنایی، ممکن است باعث کارهایی شود که فکر و کنجکاوی او را به ناامیدی بکشاند. در دو سال اول و دوم کودک دارای هوش(حسی- حرکتی) هستند. کودک محیط را با وسایلی که به او داده شده است کشف می‌کند. به تدریج کودک با محیط خود سازگاری پیدا می‌کند و رفتارهایش با خواسته‌هایش هماهنگ می‌شوند بعد از این مرحله، مرحله آمادگی کودک پیش می‌آید و تا ۶ یا ۷ سالگی کودک را همراهی می‌کند. در این مرحله کودک روی تقلید کردن از دیگران بیشترین تمرکز را دارد و با آنچه ارتباط دارد به نمایش در می‌آورد.

 اما سوالاتی را مطرح می‌کند. از راه نگاه کردن یاد می‌گیرد و هر چه را که می‌بیند تقلید می‌کند. کودک در این سن خیلی تحت تاثیر حرفهای بزرگتر‌ها قرار نمی‌گیرد و حیوانات و چیزهای جامد را زنده به حساب می‌آورد. قوه تخیل او خیلی گسترده است. ولی میان عالم واقعیت و عالم خیال فرق قائل نیست برای اینکه پیشنهاد پیشرفت توان او را در زمانی مناسب مطرح کنیم باید به طور دقیق بدانیم که کودک چه زمانی برای پیشرفت کردن آمادگی دارد. نباید آنرا  قبل از وقت مناسب به پیشنهاد داد تا او را به خودباختگی بکشانیم و نه بعد از وقت مناسب؛ زیرا ممکن است نتیجه‌ای که باید از همه تمرینها به دست بیاید از بین بروند!

هر کودکی دارای صفات و هوش خاص خود میباشد که نسبت به آنها برتری قائل است. بر شما واجب است که نسبت به آنها آگاه باشید و توجه کنید و طبق آنها با کودکتان سازگاری کنید. بیشتر بازی‌هایی که به رشد فکری کودکان کمک می‌کند نیازی به ابزارهای خاص ندارند پس می‌توانیم هر جا که بخواهیم و بدون اینکه خودمان را به زحمت بیندازیم با آنها بازی کنیم.

منبع: کتاب کودک باهوش

 نویسنده: آن باکوس- کریستان رومان

 مترجمین: زینب کاظمی- مسعود حبیب اللهی