رابطه پدر و دختر

رابطه پدر و دختر نوجوان در سن بلوغ

رابطه دخترها و پدرها در سن بلوغ دختران

 اگر شما به عنوان یک پدر رابطه‌ای صمیمانه با دخترتان، در سن بلوغ دختر خود دارید، مردی را در زندگی انتخاب خواهد کرد که خصوصیات مثبتی شبیه به شما داشته باشد. اگر چه بعضی از دخترها نیز مردانی را انتخاب می‌کنند که از نظر اخلاق و روحیه درست مخالف پدرشان هستند. برای مثال دختری که رابطه نزدیکی با پدر خود نداشته باشد. چه بسا در جستجوی مردی باشد که شخصیت و رفتاری متفاوت و پدرش داشته باشد و برخی دیگر از الگوهای رفتاری و تجارب مثبت دوران کودکی و سن بلوغ و نوجوانی را همه عمر تکرار می‌کنند.

 پدر اولین مردی است که هر دختر کوچکی در طول زندگی با آن روبرو می‌شود و البته نقش حیاتی دارد و نمادی از قدرت و مردانگی است. موجودی از جنس مخالف که دخترتان او را با هر مردی که در زندگی ملاقات می‌کند مقایسه خواهد کرد. رابطه پدر و دختر در سن بلوغ درست مثل رابطه مادر و دختر است و اگر نتوان راه حل صحیحی برای رفع مشکلات میان دختر و پدر در سن بلوغ دختران پیدا کرد، این مسائل  از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهد شد. برای مثال ثابت شده است دختری که دوران کودکی و نوجوانی سختی را گذرانده است و به خصوص از پدرش، بی مهری یا حتی خشونت دیده است در بزرگسالی و پس از تشکیل خانواده نقش مثبتی نخواهد داشت و فرزندان او نیز با چنین مشکلاتی روبرو خواهند بود.

 

فراموش نکنید از شروع سن بلوغ و دوران نوجوانی رابطه صمیمی دخترها با پدرها و مادرها کاهش می‌یابد و این کاهش برای طی فرآیند تبدیل شدن به انسان سالم و مستقل ضروری است. در صورتی که این کاهش رخ ندهد دختر در معرض خطر وابستگی بیش از حد و همیشگی  خانواده قرار می‌گیرد و شاید هرگز نتواند ماهیت و هویت فردی خود را به دست آورد. از سویی اگر صمیمیت او با پدرش عمیق و نفوذ ناپذیر باشد اعتماد به نفس او در بزرگسالی موجب انتخاب صحیح شریک زندگی‌اش خواهد بود. در اینجا می‌توان آسیبی را که چنین دختری با از دست دادن پدر یا همسر می‌بینند تصور کرد. از طرفی دختری که طعم محبت واقعی و بی قید و شرط و صمیمیت پدر و مادر را نچشیده باشد به کمبود اعتماد به نفس دچار می‌شود و از آنجا که خود را مستحق عشق نمی‌داند ناخودآگاه خود را در بقیه عمر قربانی می‌پندارد؛ چرا که باور دارد که لییاقت بهتر از آن را ندارد.

 سن بلوغ

پدرم

 بی تردید پدرم شخصیت مرا شکل داد. او از آن دسته مردانی بود که به فرزندان خود عشق می‌ورزند و معتقد بود هر یک از آنها توانایی‌ها و استعدادهای خاص دارند به هر یک از ما وقتی جداگانه اختصاص می‌داد وقتی که متعلق به ما و او بود. گاهی از خود دلیل رفتار عاشقانه او را می‌پرسم، شاید یکی از علت‌های اصلی این بود که در کودکی پدرش را از دست داده بود و تصمیم داشت تا جایی که می‌تواند خاطرات خوبی از خود برای فرزندانش به جا بگذارد. دلیل دیگر آن این بود که در خانواده‌ای بزرگ همراه با خاله‌ها، عمه‌ها و دختر خاله‌های متعدد رشد کرده بود و شاید با رفتار و حساسیت‌های دخترانه بیش از مردان دیگر آشنا بود. بالاخره شاید آخرین علت این بود که در طول عمرش هرگز قربانی خشونت نشده بود.

این روزها بسیاری از پدرها به نقش سازنده و مهم خود در زندگی دختران شان به خصوص در سن بلوغ آنها واقف‌اند و وقت بیشتری را در کنار خانواده می‌گذراند و می‌کوشند با برقراری ارتباط صمیمی دخترها و پسرهایشان را به افرادی قوی با اراده و سازنده تبدیل کنند.

 

 

 چه نوع پدری هستید

هنوز هم پدرهایی هستند که خیال می‌کنند فرزند و همسرشان باید تابع و مطیع آنها باشد و هرگز کسی روی حرفشان حرفی نزند. دختران این خانوادها هرگز قدرت اراده و تصمیم گیری ندارند و در بسیاری از موقعیت‌ها با تردید به دیگران اجازه می‌دهند به آنها به چشم قربانی بنگرد و پیش‌بینی روحیه و آینده دختران کار سختی نیست، البته در برخی از خانواده‌ها مادر سرسختانه و معترضانه در مقابل پدر ایستادگی می‌کند و شاید بتواند تا حدی الگوی رفتاری خوبی برای دخترها باشد. اگر شما یکی از این پدرها هستید از خودتان بپرسید چرا اجازه نمی‌دهید فرزندتان با ابراز عقیده و تصمیم‌گیری به فردی مستقل تبدیل شود؟ واکنش‌های تمردآمیز، طغیان و مقاومت فرزندان هنگام روبرو شدن با زور و محدودیت شدید اجتناب ناپذیر است. هرچه زودتر به دخترانتان آزادی عمل و حق انتخاب دهید، خود را از دردسرهای جبران‌ناپذیر بعدی خلاص کرده‌اید.

 

گروه بعدی پدرهایی سازش پذیر و کاملاً مطیع هستند که همیشه مورد سوءاستفاده فرزندشان قرار می‌گیرند. مطمئن باشید با این روش در حق دخترتان لطف نکرده‌اید و با ملاحظه کردن و هرگز “نه” نگفتن به او موجب خواهید شد او با تجربه‌های تلخ روبرو شود. چرا که به زودی می‌فهمد همه مردم در مقابل او و اشک‌هایش یا ترفندهای دیگری که برای به دست آوردن دل شما به آنها متصل می‌شد تسلیم نمی‌شوند. بنابراین اگر چنین پدری هستید هر چه سریعتر روش خود را تغییر دهید. به دخترتان یادآوری کنید قوانین و حدودی در خانواده وجود دارد و به او بفهمانید پدر یا مادر بازیچه او و خواسته‌هایش نیستند. پدری که با شهامت میانه‌روی را رعایت کند و به موقع رفتار مناسب نشان دهد اعتماد فرزندانش را به ویژه در سن بلوغ جلب می‌کند. بدین ترتیب دختر نه تنها در آینده اسرارش را با شما در میان خواهد گذاشت، بلکه در تصمیم گیری‌های سخت همیشه با شما مشورت و به نصیحتهای شما گوش خواهد کرد.

 

 

پدری واقعی

 هر پدر واقعی بیش از یک دوست برای دخترش است. عشق، حمایت و یاری شما در زندگی دختران بی جایگزین است. هر اتفاقی بیفتد تا زمانی که زنده هستید می‌تواند به شما دلگرم باشد. شما مهربان و بخشنده‌تر و قابل اعتمادتر از هر دوستی برای او هستید. همچنین در انجام وظیفه پدری باید گاهی سخت گیری‌های بکنید که هیچ دوستی حتی به خود زحمت آنها را نمی‌دهد. گاهی دخترتان به نصایح شما اهمیت نمی‌دهد یا به آنچه از او می‌خواهید عمل نمی‌کند. پدر واقعی به دخترش می‌آموزد که به عنوان عضوی از خانواده باید با دیگران همکاری کند. به دیگران احترام بگذارد. به توافق و ارزش‌های خانواده پایبند باشد و با فکر و درایت در موقعیت‌های مشکل، تصمیم‌گیری‌های درست انجام دهد. به خاطر داشته باشید سخت‌گیری به معنای داد و فریاد، خشونت نیست قدرتی که در سکوت شماست دخترتان را بیشتر تحت تاثیر قرار می‌دهد تا با عصبانیت. به توصیه‌ها و نصایحی که با صمیمیت و روی خوش مطرح شود واکنش بهتری نشان خواهد داد تا سخنان انتقاد آمیز و تحریک کننده.

این موضوع که باورها و ارزش‌های پدر و مادر اساس مثبت کمی دارند و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت و نوجوانان با تکیه کردن به اساس و بنیاد خانواده درسهای گرانبهایی در زمینه‌های چون سازش، گذشت، احترام و بینش صحیح فرا می‌گیرند. یک روز ناگهان در سنین پایین دخترتان در مورد مسئله با شما بحث خواهد کرد و برنده خواهد شد و اگر صادقانه بیندیشید به خود خواهید گفت: «حق با اوست.» این لحظه‌ای است که باید تصمیم بگیرید دو راه بیشتر ندارید. یا باید احساس کنیید شکست خورده‌اید یا از اینکه توانسته‌اید تاثیر مثبتی در تفکر او داشته باشید احساس غرور کنید. پدر خوب بودن می‌تواند شامل کارهای کوچک و در عین حال مهم باشد مثل رساندن او به کلاس یا به خانه‌ی دوستان و به دنبال او رفتن، خریدن یک هدیه کوچک، شناختن دوستانش و حرمت او را در برابر آنها حفظ کردن، کمک به درسهایش یا جستجو در اینترنت همراه او و

  برای بهبود رابطه پدر با دخترش بهتر است در سن بلوغ  گاهی او را در کارهای مردانه شریک کنید. برای مثال وقتی چیزی می‌سازید یا خودرو‌ای را تعمیر می‌کنید یا کارهای برقی انجام می‌دهید، البته اگر عصبانی نشوید و کفرتان را در نیاورد، الگوی رفتاری مناسبی برای او خواهید بود و دخترتان می‌تواند در آینده شریک زندگی‌اش را در همه کارها همراهی کند. اهمیت دیگر این موضوع تأکید بر معیارهای او برای انتخاب همسر است. اگر شما پدر بی‌اعتناف خشن و سرد باشید، دخترتان همه عمر تصویری از این پدر را با خود دارد و چه بسا در آینده همسری شبیه شما انتخاب کند. بنابراین شما می‌توانید خود را به دخترتان نزدیک کنید.

 سن بلوغ دختران

 

پدران غایب

 گاهی به دلایل گوناگون پدرها از زندگی دخترها خارج می‌شوند. دختری را می‌شناسم که در کودکی پدرش را از دست داد و پدر دختری دیگر پس از جدایی از مادرش به کشوری دیگر رفت و هرگز برای دیدن دخترش اقدامی نکرد. این دخترها تنها در خیال خود پدرانشان را دوست دارند. آنها می‌توانند بدون پدر شاد باشند و به زندگی عادی ادامه دهند اما قسمت مهمی از زندگی آنها همیشه خالی است. بسیاری از کودکان یتیم یا فرزندخوانده نیز در بزرگسالی پدر و مادر واقعی خود را جستجو می‌کنند امروزه روانشناسان معتقدند این کودکان حق دارند پدر و مادر واقعی خود را در صورت امکان بشناسند و با آنها تماس بگیرند. چرا که حتی در مطلوب‌ترین شرایط رشد، نشناختن پدر یا مادر در شکل گیری اعتماد به نفس و هویت فردی شخص اثر منفی دارد. اگر پدر در زندگی دختر غایب است توصیه می‌شود الگوهای مردانه دیگری برای او در نظر بگیرید. مانند: پدربزرگی دلسوز یا عمو و آموزگار یا مربی، اگرچه این روابط باید دوطرفه و بر اساس علاقه قلبی ایجاد شوند و ارتباطات و رفت‌وآمد تحت فشار و به اصرار خانواده تاثیر معکوس دارد.

 

 

پدر جدید

 اگر مادری هستید که شوهرتان را از دست داده یا طلاق گرفته و درصدد ازدواج مجدد هستید، شاید بخت یارتان باشد و دخترتان مرد جدید زندگی شما را تایید کند و با او روابط خوبی داشته باشد که البته در سن بلوغ  نپذیرفتن چنین موضوعی برای دختران  امری طبیعی است. شاید پدر جدید نیز بخواهد نقش پدر واقعی را ایفا کند، اما بسیار مهم است که هرگز سعی نکنید با تظاهر و پافشاری به دخترتان بقبولانید او را مانند پدر واقعی خود دوست بدارد. آن مرد تنها می‌تواند همراه با پذیرفتن مسئولیتهای هر پدر، دوست و غمخوار یا راهنمای خوبی برای دخترتان باشد. اگر این اتفاق در سنین پایین یا کودکی دخترتان رخ دهد شاید همسر شما بتواند درست مانند پدری دلسوز با او کنار بیاید، اما در سن بلوغ و نوجوانی برای مثال سیزده سالگی به خصوص اگر دخترتان پدرش را از دست داده باشد کار قدری مشکل‌تر خواهد بود.

 

در چنین شرایطی باید قوانین و الگوهای جدیدی برای زندگی مسالمت آمیز وضع کنید و رسیدن به توافق منطقی میان هر سه شما ضروری است. به نظر دخترتان درباره شوهر آینده خود احترام بگذارید و به یاد داشته باشید نمی‌توانید دوستی، احترام و عشق را با زور به وجود آورد. در ابتدای کار انتظاراتتان را تنها به احترام میان دختر و همسرتان محدود کنید. شما و همسرتان بزرگسال هستید و باید برای دخترتان الگو باشید بنابراین وظیفه برقراری صمیمیت و علاقه، به دوش هر دوی شماست.

 

برای اغلب دختران به خصوص در سنن بلوغ و نوجوانی پذیرفتن این موضوع ساده نیست، اگرچه به دلیل آن که نمی‌خواهند مادرشان را ناراحت کنند گاهی آن را بروز نمی‌دهند؛ بنابراین با رعایت کردن و در نظر گرفتن نکات زیر می‌توانید به فرزندتان کمک کنید با شرایط جدید قدری آسان‌تر کنار بیاید:

·          حتی اگر شوهر شما فوت کرده باشد هنوز هم او و شما، پدر و مادر واقعی دخترتان هستید و دخترها در نبود پدر نیز خاطرات او را عزیز می‌دارند. در صورت طلاق هم دخترها به پدر عشق می‌ورزند، بنابراین با درک این موضوع و احترام به خاطرات پدر واقعی‌اش سعی نکنید یاد او را از ذهن دخترتان پاک کنید.

·          هر کودکی حق دارد که پدر و مادرش را دوست داشته باشد بنابراین اگر دختر شما هنوز در سن پایین یا اوایل نوجوانی است و پس از طلاق به طور مرتب به دیدار پدرش می‌رود تمام تلاش خود را به کار ببرید که وقفه‌ای در نظم این دیدارها ایجاد نشود.

·          اختلافات وکینه‌های بین زن و شوهر ارتباطی به بچه ها ندارد و تنها موجب تشویش و افسردگی آنها می‌شود. بنابراین اگر به هر دلیل از شوهر سابق خود دلخوشی ندارید، از او نزد دخترتان بدگویی نکنید و حتی اگر عقیده دارید در دعوای منجر به طلاق حق با شما بوده است،  در سن بلوغ و تا دوران جوانی دخترها صبر کنید و بعد همه چیز را برایش تعریف کنید. قضاوت با خود او خواهد بود.

 منبع: کتاب تربیت دختران

 نویسنده: گیسلا پروشاف

 مترجم: الگا کیایی