ارتباط جنسی پسران

قرار گرفتن ارتباط جنسی در مسیر نادرست

سودمندی ضروری ارتباط جنسی

 ما می‌خواهیم پسرانمان درباره مرد بودن و ارتباط جنسی احساس خوبی داشته باشند. اما پیامدهای منفی زیادی از رسانه‌های گروهی به ویژه رسانه‌های خبری جریان دارد. نوجوان اخبار تلویزیونی را درباره تجاوز جنسی در اردوگاه‌های بوسنی یا تعدی به کودکان در کلیسا می‌بیند. او ممکن است درباره جرایم جنسی وحشتناکی در روزنامه‌ها بخواند. برای پسرهای نوجوان این احساسات به طور هر حتم به شدت آشفته کننده هستند. در سیزده- چهارده سالگی بیشتر پسرها احساسات جنسی قوی و نیرومندی دارند و جذب خیال پردازی درباره زنانی می‌شوند که در اطراف آنها هستند. توستسترونی که در بدنشان جریان دارد آنها را تحریک می‌کند. با این حال هیچ کاری انجام نشده است تا این بخش جدیدی از زندگی محترم شمرده شود.اغلب حتی مورد بحث قرار نمی‌گیرد. در نتیجه پسرها سرشار از شک و تردید هستند، آنها نمی‌دانند آیا دختری به آنها علاقمند است یا خیر؟ آیا قصد و نیت ایشان قابل احترام است یا نه؟ یا آیا آنها فقط متجاوزی هستند که منتظرند تا خودشان را در ارتباط جنسی ارضا کنند؟

آموزش ارتباط جنسی شامل دو بخش است: جزئیات جسمانی، عشق‌ورزی و سوالات مهم تری از نگرشها و ارزشها، جنبه‌های عملی ارتباط جنسی باید در گفتگوها و توضیحات با بچه‌هایتان از دوره نوپایی به بعد مطرح شود. اطلاعات واقعاً موثر درباره ارتباط جنسی نگرشی است که شما نسبت به آن دارید. این باید نشأت گرفته از والدین و اجتماع بزرگ سالان باشد اگر درباره ارتباط جنسی درست یا غلط صحبت نکنید آنها ارزش‌هایشان را از دوستان و فیلم‌ها می‌گیرند. با پسرتان روراست باشید. او باید بداند ارتباط جنسی خوب و ارتباط جنسی بد وجود دارد.

 

پسرهایی که می‌خواهند دختر باشند.

 یک سوال متداول والدین درباره پسرهایی است که دوست دارند مثل دخترها لباس بپوشند یا حتی بگویند که می‌خواهند دختر باشند. الیسون سوتر روانشناس با همکاری شعبه دانشگاه نیوساوت ویلز(استرالیا) سه پسره انگلیسی با اختلال هویت جنسی را به مدت ۱۵ سال مورد مطالعه قرار داد و نتایج خوشایند بود.

الیسون  باور دارد که اشتیاق برای دختر بودن، مثل دخترها لباس پوشیدن و انجام کارهایی که به طور طبیعی رفتار دخترانه را معنا می‌دهد در میان پسرها کاملاً متداول است. او آن را به‌عنوان تأخیر در رشد می‌بیند نه مشکلی تصویب شده و مشکلی که با تحمل از جانب والدین و مقداری کمک برای اجتناب از آزار و اذیت بهتر کنترل می‌شود و غیره.

این با همجنس‌گرایی ارتباطی ندارد و پسرانی که او درباره ‌آنها تحقیق می‌کرد با تأخیر نوجوانی این اختلال را پشت سر گذاشتند. پسری که می‌خواهد دختر باشد و مخالف جهت فشار همسالان حرکت می‌کند به طور حتم خواسته‌ای بسیار قوی دارد. فرونشاندن این خواسته بی‌رحمانه به نظر می‌رسد و احتمالاً باعث تنش زیادی در کودک می‌شود. در واقع وقتی این روانشناس در انگلستان به صحبت درباره مطالعه ادامه داد تعداد بی شماری از مردان مبدل پوش جنسیتی تلفن کردند تا بگویند وقتی جوان بودند از پوشیدن لباس دخترانه منع می‌شدند و همین امر آنها را مصمم تر کرد. این احتمال وجود دارد که این مخالفت آنها را به تثبیت شدن در پوشیدن لباس بین دو جنس در بزرگسالی ترغیب کرده است.

 

چون آزار و اذیت تجربه‌ای دردناک است و چه بسا بر مشکلات زیاد دیگری منجر شود. پسرهایی با اختلال هویت جنسی به کمک و حمایت در مقابل این آزارها نیاز دارند به عنوان مثال مدرسه مناسب تر با پذیرش بیشتر و تحمل تفاوتها نسبت به مدرسه که برخورد شدیدی نسبت به این موضوع دارد ترجیح داده می‌شود. راهبردهایی برای حمایت از خود در برابر آزار و اذیت نیز خیلی مهم است که آموخته شود. الیسون سوتر، از علت این موضوع مطمئن نیست اما هر سه پسر تحت مطالعه از پدری داشتند که ناتوانی یا بیماری‌هایی داشت که او را در خانواده منفعل نگه می‌داشت این ممکن است مستلزم حضور خوب و گرم پدر در زندگی خانوادگی باشد که به عنوان عاملی بازدارنده عمل می‌کنند و اطمینان می‌دهد که پسرها نقش مردانه را خواستنی‌تر می‌یابند.

 اختلال جنسیتی

وقتی ارتباط جنسی محترم دانسته نشود، چطور افراد آسیب می‌بینند.

در دبیرستان ما دختری بود که اعضای بدنش زودتر از دختران دیگر بزرگ شده بود. دو تا از پسران کلاس که از بقیه کمی بزرگتر بودند، در انتهای کلاس می‌نشستند و هر بار که آن دختر وارد کلاس می‌شد، متلک‌های بدی بار او می‌کردند. این رفتار متداول آنها شده بود و گمان می‌کنم همه ما آرزو می‌کردیم آنها از این کار دست بردارند. جینی تا این زمان کاملاً با این موقعیت کنار می‌آمد، اما مشخص بود که اعتماد به نفسش تضعیف می‌شد. آنها زندگی را برایش سخت کرده بودند. من آرزو می‌کردم ما پسری قوی داشتیم که حسابشان را می‌رسید. به آنها می‌گفت که از این کار دست بردارند و با حماقت و بی‌رحمی‌شان روبه‌رو می‌شد.

 

مورد دیگر یکی از دوستان خوبم در مدرسه، ژوزف اهل کشور مالت بود. او اقامتی کوتاه داشت یا چون فقط مهاجر بود برخی از بچه‌های کلاس او را همجنسگرا می‌نامیدند و در زمین بازی مسخره می‌کردند. او روز به روز بیشتر از همه کناره‌گیری کرد تا اینکه این مدرسه را ترک کرد. وقتی به عقب بر می‌گردم از اینکه از او حمایت نکردم احساس شرمساری می‌کنم. این روزها اجازه نمی‌دهم که بدرفتاری کلامی بدون پاسخ باقی بماند. در خانه ما وقتی بچه‌ها عبارت جنسی یا تبعیضی  بکار می‌برند درباره این که دیگر چنین عباراتی را به کار نبرند با آنها صحبت می‌شود. رفتار منزجر کننده‌ی بسیاری از پسرها صرفاً احمقانه است- واقعا شرورانه نیست. بزرگسالان یا پسران عاقلتری در آن اطراف باشند آنها به سادگی چیزی می‌گویند و بدرفتاری را متوقف می‌کنند. جوانان از این رفتار بازخورد می‌گیرند و این عمل متوقف خواهد شد. نادیده گرفتن چنین رفتارهایی باعث افزایش آن می‌شود. رابرت بلای آنرا “جامعه‌‌ی خواهر و برادری” بدون بزرگتر می‌نامد.

 

فشار همسالان ممکن است علاوه بر بد بودن تاثیر خوبی هم داشته باشد. چندین بار در دوران  جوانی‌ام، جوانانی را دیدم که گفتگو با آنها باعث تعدی و هتک حرمت رخ ندهد. من با تعدادی از سربازان ویتنامی صحبت کرده‌ام که چطور در طول جنگ با حرفهای اشخاص را که تحت تاثیر غم و غصه بودند از ارتکاب جنایات جنگی باز می‌داشتند. سهم بزرگی که مردان در قبال یکدیگر دارند این است که به هم کمک کنند به دردسر دچار نشوند. این نیازمند مهارت است که در موقعیت گروهی مسائل را در جهت بهتر سوق دهیم. بچه‌ها در صورتی می‌توانند این مهارتها را بیاموزند که ببینند فرد دیگری به خوبی از عهده موقعیتی مشابه برمی‌آید.

 

مشکل بزرگ در ارتباط با بیشتر پسرها این است که آنها در صحبت درباره موضوعات شخصی خود با دوستانشان مشکل دارند. آنها همه حمایت، شفاف سازی و آسودگی خاطر ناشی از گفتگوهای عمیق‌تر را از دست می‌دهند. در دوران کودکی من هیچ بخشی از صحبت عمیق تر از صحنه‌های شب قبل فیلم “بالاتر از خطر” فراتر نمی‌رفت. از طرف دیگر دختران بی وقفه حرف می‌زدند. مشکلات زیادی وجود داشت که ما پسرها می‌توانستیم درباره‌اش صحبت کنیم. پسری که من در کنارش می‌نشستم اغلب از پدر الکلی‌اش کتک خورده بود و بچه‌های دیگری در طول سال آخر با طلاق پدر و مادرشان مواجه بودند. من تنها یک سال بعد از این مسئله باخبر می‌شدم، در حالی که روزی ۸ ساعت با این پسرها بودم. اگر والدین به ویژه پدر ها به طور صریح با پسرشان صحبت کنند و به مشکلات او گوش دهند، فرصت بهتری وجود خواهد داشت که پسرها این مهارت را به گروه همسالان وارد کنند. عجب تفاوتی به وجود خواهد آمد.

 

 گفتگو

 

مسائل را باز و مثبت نگه دارید

 والدین باید مراقب باشند که با تمسخر پسرشان درباره ارتباط جنسی با دختران موضوع ارتباط جنسی را مورد تحقیر قرار ندهند. وقتی چنین موضوعی در فیلمهای تلویزیون مطرح می‌شود حتماً درباره آن صحبت کنید یا سر میز غذا آن را به بحث بگذارید. وقتی که پسرها ده سالگی را پشت سر می‌گذارند در گفتگوها عباراتی مربوط به ارتباط جنسی را مطرح کنید. استمناء، عشق ورزی، اوج لذت جنسی، همچنین موضوعات منزجرکننده همچون تجاوز و زنا با محارم. درباره ارتباط جنسی به عنوان جمعی دوست داشتنی و مهیج زندگی، بازتر باشید.

 

 

موضوع بلوغ را با روی خوش مورد توجه قرار دهید. اگر متوجه می‌شوید پسرتان به روش احمقانه رویدادی را در تلویزیون یا در گفتگوها مورد تمسخر قرار می‌دهد سرسری از موضوع نگذرید. در این زمینه با آنها صحبت کنید، میزان درک و فهمش را افزایش دهید. اما گفتگو را با لطیفه یا خنده تمام کنید. به مسائل جنبه مثبت بیشتری دهید پادزهر افکار منزجرکننده، نفوذ محبت، احترام و صراحت است.

در این جا مادران می‌توانند واقعاً کمک کنند. اگر مادری با محبت باشد جذابیت پسرش را تحسین می‌کند و اگر پدر خانواده به مادر پسر و همسر خود احترام بگذارد آن وقت پسر می آموزد که چطور با دختران با محبت و برابری برخورد کند. اگر پسرها و دخترها در مدرسه یا گروه‌های جوانان تشویق شوند که با هم صحبت کنند به طور گروهی با یکدیگر ارتباط داشته باشند و دیدارها را خصوصی نکنند، آن وقت می‌توانند بدون ارتباط عاشقانه، درباره جنس مخالف چیزهای زیادی بیاموزند. آنها می‌توانند ابتدا در دوستی‌ها تجربه کسب کنند و سپس در ارتباط عاشقانه‌ی  بعدی متخصص شوند.

 گرایش باثبات و ناسالم نسبت به موضوع ارتباط جنسی بچه‌ها در سالهای اخیر گسترش یافته است. در لباسهای بدن نما، تبلیغات و الگوهای نقش در فیلمها

 

 

مهربانی آموختنی است.

 در دهه ۱۹۶۰ جیمز پرسکات، انسان شناس، مطالعه‌ای با مقیاس وسیعی از تربیت بچه‌ها و خشونت در جوامع مختلف انجام داد. اما با توجه به جوامعی که مهر و محبت کمی به بچه‌های کوچک نشان می‌دادند در میان بزرگسالان بیشتر میزان خشونت را داشتند بدیهی است که هر که محبت و گرمی بیشتر باشد زندگی بچه‌ها هم از امنیت پراست و آنها بزرگسالان با محبت‌تر خواهند شد. (متجاوزان جنسی و دیگر آزاردهنده‌های ارتباط جنسی تقریباً همیشه پیشینه‌ای از طرد شدگی و دوران طفولیت از هم گسسته داشته‌اند.) با بچه‌ها به گرمی و محبت رفتار کنید تا آنها را در مقابل خواسته، نیاز یا آسیب دیگران مصون سازید.

 

منبع: کتاب تربیت پسران

 نویسنده: استیو بیدولف

ترجمه: شمس‌الدین حسینی- الهام آرام نیا