رشد پسربچه‌ها

مراحل رشد پسربچه‌ها با توجه به تغییر سن آنها

رشد پسربچه‌ها در مسیر راحت و هموار پیش نمی‌رود، شما نمی‌توانید فقط با مهیا کردن غذا و پوشاک برایشان از آنها مرد بسازید. فرآیند معینی در رشد پسربچه‌ها باید دنبال شود. هر کسی که اوقاتی را با پسرها سپری کند از اینکه چطور آنها تغییر می‌کنند و نوسانات خلق و خو و سطح انرژی متفاوتی در زمانهای مختلف نشان می‌دهند، شگفت زده می‌شود. معما این است که درک کنیم برای رشد پسربچه‌ها چه چیزی مورد نیاز است و در چه زمانی.

 

خوشبختانه مسائل مربوط به رشد پسر بچه‌ها مدت طولانی مورد توجه بوده است و ما اولین کسانی نیستیم که بارشد پسربچه‌ها سر و کار داریم. هر فرهنگی در دنیا با چالش تربیت پسرها روبرو بوده و راه‌حل‌هایی را مطرح کرده است. تنها در دهه‌های اخیر است که سرعت تغییر چنان زیاد بوده که ما در تطبیق برنامه‌های واقعی برای اقدام به تربیت و رشد پسربچه‌ها ناکام شده‌ایم. ما در کارهای دیگری غرق بوده‌ایم!  سه مرحله رشد پسربچه‌ها همیشگی و جهانی است. هر وقت درباره آنها با والدین صحبت می‌کنم آنها می‌گویند:”درست است” چون مراحل با تجربه آنها جور در می‌آید.

 

سه مرحله رشد پسربچه‌ها در یک نگاه

۱-        مرحله اولیه از تولد تا شش سالگی است: مرحله‌ای که پسر در اصل متعلق به مادر است. او پسر مادرش است، اگرچه پدرش ممکن است نقش بزرگی ایفا کند. هدف در این مرحله این است که عشق فراوان و احساس امنیت به او بدهیم و زندگی را برایش تجربه گرم و خوشایند معرفی کنیم.

۲-        مرحله دوم از رشد پسر بچه‌ها سالهای شش تا چهارده سالگی را شامل می‌شود: زمانی که پسر فراسوی غرایز درونی‌اش می‌خواهد مرد باشد و برای علایق و فعالیتهای روز به روز بیشتر به پدرش نگاه می‌کند. اگر چه مادر نقش مهم خود را حفظ می‌کند دنیای وسیع تری نیز مورد توجه او قرار می‌گیرد. هدف این مرحله این است که شایستگی و مهارت او را بسازیم و در حالی که مهربانی و شوخ طبعی‌اش را نیز رشد می‌دهیم باید فردی متعالی شود. این مرحله‌ای است که پسر درباره مرد بودنش خوشحال است و احساس امنیت می‌کند.

۳-        نهایتاً، مرحله سوم از رشد پسربچه‌ها از چهارده سالگی تا بزرگسالی است: زمانی که پسر برای کسب اطلاعات نیازمند مشاورانی مذکر است که او را برای تکمیل راهش به سوی بلوغ کامل، کمک کنند. مادر و پدر کمی در حاشیه قرار می‌گیرند، اما باید مشاوران خوبی را به زندگی پسرشان وارد کنند وگرنه او مجبور خواهد شد برای خودپنداره‌اش بر همسالی بی تجربه تکیه کند. هدف این است که با پیوستن هرچه بیشتر به جامعه بزرگسال مسئولیت پذیری و احترام به خود را بیاموزد.

 مشاوره برای پسران

لطفاً توجه کنید: مراحل رشد پسربچه‌ها جابجایی سریع و ناگهانی را از یک والد به والد دیگر نشان می‌دهد. بهترین موقعیت آن است که هر دو والد در دوره کودکی و نوجوانی فرزندشان مشارکت مناسبی داشته باشند. مراحل به جابجایی اهمیت‌ها اشاره دارد: که پدر از شش تا سیزده سالگی پسر نقش مهم تری دارد و اهمیت حضور خردمندان و مشاوران از چهارده سالگی به بعد افزایش می‌یابد. این گروه مشاور باید همیشه از جانب والدین از حیث امنیت و یکپارچگی و درستی مورد بررسی واقع شوند.

 

این سه مرحله از رشد پسر بچه‌ها درباره کاری که باید انجام دهیم اطلاعات بسیاری به ما می‌دهند به عنوان مثال روشن است که پدر پسر چهارده ساله نباید فقط مشغول کارش باشد یا از نظر جسمانی یا هیجانی از حضور در خانه غیبت داشته باشد. اگر اینطور باشد بی برو برگرد پسربچه آسیب می‌بیند. این مراحل  رشد پسر بچه‌ها به ما می‌گویند که وقتی پسرمان در دوره نوجوانی هستند نیاز داریم از جامعه کمک بیشتری بگیریم. نقشی که در گذشته بردوش اعضای خانواده(عمو، دایی، پدربزرگ‌ها و…) بود یا از طریق شاگردی کردن برای کاسب محل به دست می‌آمد. بیشتر اوقات نوجوانان وارد دنیای بزرگ می‌شوند که در آن هیچ کسی توجهی به این نسل ندارد و آنها دوره نوجوانی و اوایل بزرگسالی را در راه پرخطر سپری می‌کنند. عده‌ای از آنها نیز به هیچ وجه به رشد و بلوغ کافی دست نمی‌یابند.

 

این بیان منصفانه‌ای است که بسیاری از مشکلات به ویژه در مورد رفتار پسرها انگیزه ضعیف برای مدرسه و نوجوانی که با قوانین جامعه ستیز می‌کنند، بدین دلیل است که ما این مراحل را نشناختیم و عناصر درست انسانی را در زمان‌های درست مهیا نکرده‌ایم. این مراحل آن قدر مهم هستند که ما باید مفصل‌تر به آنها نگاه کنیم و تصمیم بگیریم که پاسخ دهیم.

 

رشد پسر بچه‌ها از تولد تا شش سالگی: سال‌های آرام

 نوزاد نوزاد است پسر یا دختر بودن برای او نگران کننده نیست و لزومی ندارد برای ما هم نگران کننده باشد. کودکان خیلی دوست دارند در آغوش گرفته شوند، بازی کنند، قلقلک داده شوند، بخندند و محیط اطرافشان را جستجو کنند. شخصیت آنها خیلی متفاوت است برخی به راحتی کنترل می‌شوند. آنها می‌توانند آرام و راحت باشند و ساعت‌های طولانی بخوابند. برخی دیگر بی‌خواب هستند و همیشه می‌خواهند کاری انجام دهند و پیوسته می‌خواهند از بودن ما در کنارشان و این که دوستشان داریم خاطر جمع شوند. کودکان نوپا بیشتر نیاز دارند که پیوندی خاص را با حداقل یک نفر تشکیل دهند که معمولاً این فرد مادر است. تا حدودی چون او تنها کسی است که تمایل به انگیزه این کار را دارد و شیر مورد نیاز کودک را فراهم می‌کند و تا اندازه‌ای چون مادر به شیوه‌ای نوازشگرانه، آرامش دهنده و محبت آمیز رفتار می‌کند و معمولاً برای نیازهای کودک مجهز ترین فرد است.

 به جز تغذیه از شیر مادر پدر می‌تواند همه  نیازهای کودک را مهیا کند، اما گرایش دارد این کار را بگونه‌ای متفاوت انجام دهد و تحقیقات نشان می‌دهد که در بازی با کودک جدی‌تر باشند.  پدران دوست دارند بچه‌ها را تحریک کنند در حالی که مادران آنها را آرام می‌کنند؛ البته اگر پدران هم مانند مادران گاهی از خواب محروم شوند آن وقت آنها نیز می‌خواهند بچه آرام باشد!

 

رشد پسر بچه‌ها و آشکار شدن تفاوتهای جنسیتی

 تفاوتهای جنسیتی بین پسرها و دخترها خیلی زود آشکار می‌شود. پسر بچه‌ها نسبت به چهره‌ها حساسیت کمتری دارند. دختر بچه‌ها حس لامسه بهتری دارند. پسرها سریع‌تر رشد می‌کنند و قوی‌تر هستند با این حال برای جداشدن از مادرشان هم بیشتر مشکل دارند. تا دوران نوپایی پسرها بیشتر در اطراف حرکت می‌کنند و موقع بازی فضای بیشتری را اشغال می‌کنند، آنها دوست دارند اشیاء محیط شان را بیشتر کنترل و دستکاری کنند و با مکعبهای بازی ساختمانهای بلند بسازند. در حالی که دخترها ترجیح می‌دهد ساختمانهای کم ارتفاع بسازند در دوره پیش دبستانی پسرها گرایش دارند کودک جدیدی را که وارد گروه می‌شود نادیده بگیرند در حالی که دخترها به او توجه می‌کند و با او دوست می‌شوند.

 و متاسفانه بزرگسالان گرایش دارند با پسرها خشن‌تر رفتار کنند. مطالعات نشان داده که والدین دختر بچه را حتی به عنوان نوزادی تازه متولدشده خیلی بیشتر در آغوش می‌گیرند و نوازش می‌کنند. آنها با پسربچه کمتر صحبت می‌کنند و مادران احتمالاً پسر خود را سخت‌تر و بیشتر تنبیه می‌کنند تا دخترشان را. اگر مادری مراقب اصلی است پسر بچه او را به عنوان اولین الگو برای صمیمیت می‌بیند. از دوره نوپایی به بعد اگر قاطعانه اما بدون کتک‌زدن یا شرمنده کردن پسرش محدودیت‌هایی برای او تعیین می‌کند پسر اجازه نمی‌دهد چنین رفتارهایی ناراحت و افسرده‌اش کند و می‌داند جایگاه خاصی در قلب مادرش دارد. علاقه داشتن و خوش برخوردی مادر در آموزش و صحبت با پسرش به بچه کمک می‌کند که مغزش مهارتهای کلامی بیشتری را رشد دهد و او را اجتماعی‌تر بسازد. اما بعداً خواهیم دید که این  برای پسرها مهم است چون آنها نسبت به دخترها به کمک بیشتری نیاز دارند تا مهارتهای اجتماعی را کسب کنند.

 

مراقبت از پسران

در سال‌های اولیه‌ی رشد پسر بچه‌ها، سپردنشان به موسسات مراقبتی صلاح نیست.

 در صورت امکان پسر بچه باید تا سه سالگی با یکی از والدینش در خانه بماند. موسسات مراقبتی مانند مهدکودکهای سازمانی در طول سالهای اولیه با طبیعت پسرها جور درنمی‌آید. مطالعات بیشتری نشان داده‌اند که پسرها در قیاس با دختران نسبت به اضطراب جدایی مستعدتر هستند و از نظر هیجانی در نتیجه احساس رها شدگی سرکوب می‌شوند همچنین پسر در این سن ممکن است در مهد کودک بی‌قراری کند یا رفتاری پرخاشگرانه از خود نشان دهد و این برچسب و نقشی را که با آن همراه می‌شود به مدرسه وارد کند.

 مراقبت توسط قوم و خویشی مهربانی و مراقبت روزانه خانوادگی با توجهی محبت آمیز بسیار بهتر از مراقبتهای موسسه‌ای برای کودکان زیر سه سال است. بچه‌های زیر سه سال نیاز دارند روزهای طولانی دوران کودکی را با اشخاصی سپری کنند که دوستشان دارند. اولین درسهایی که پسرها نیاز را بیاموزند صمیمیت اعتماد محبت و مهربانی است.

 

 

مرحله رشد پسر بچه ها از شش تا سیزده سالگی: یادگیری مرد بودن

 حول و حوش شش سالگی تغییر بزرگی در پسرها رخ می‌دهد به نظر می‌رسد که در این سن تغییر ناگهانی در مردانگی پسرها شکل می‌گیرد حتی پسرهایی که خیلی تلویزیون تماشا نمی‌کنند، ناگهان می‌خواهند شمشیربازی کنند، کلاه سوپرمن بر سر بگذارند، دعوا کنند و کشتی بگیرند و سر و صدای زیادی ایجاد کنند. رویداد دیگری هم رخ می‌دهد که خیلی مهم است و در همه جوامع جهان مشاهده شده است. به نظر می‌رسد که پسرهای کوچک روی پدر یا ناپدری یا هر مردی که اطرافشان باشد قفل می‌شوند و می‌خواهند با او باشند از او بیاموزند و الگوبرداری کنند. آنها می‌خواهند بررسی کنند که چطور مرد باشند.

 

اگر پدری در این زمان پسرش را نادیده بگیرد پسر اغلب به کارهای دست می‌زند تا توجه پدر را جلب کند. یک بار در مورد پسر کوچکی که بدون هیچ گونه دلیل ظاهری به طور جدی مریض می‌شد مورد مشورت قرار گرفتم. او تحت توجه شدید قرار داشت. پدرش پزشکی بود و برای اینکه با پسرش باشد با پرواز از یک کنفرانس در آمریکا بر می‌گشت و پسرش بهتر می‌شد پدر برای کنفرانس دیگری از خانه دور می‌شد و مریضی کودک دوباره برمی‌گشت. از پدرش خواستیم در روش زندگی‌اش که مجبور بود هشت ماه از سال را در سفر باشد تجدید نظر کند. او این کار را کرد و پس از آن به بعد دیگر پسرش مریض نشده است. پسرها ممکن است دزدی کنند و رختخوابشان را خیس کنند، در مدرسه پرخاشگرانه عمل کنند و رفتارهای مشکل‌آفرین نشان دهند، فقط برای اینکه توجه و علاقه پدر خود را به خودشان جلب کنند.

 

 

مادر هنوز از اهمیت زیادی برخوردار است.

 این جابجایی ناگهانی علاقه به پدر بدین معنا نیست که مادر اهمیت خود را از دست می‌دهد در برخی کشورها از جمله آمریکا مادران اغلب خودشان را از پسرهایشان در این سن دور می‌کنند تا قاطع و محکم بار بیایند. پسرها باید بدانند که می‌توانند به مادر تکیه کنند و مجبور نیستند احساسات لطیف خود را سرکوب کنند. شرایط به بهترین شکل عمل خواهد کرد، اگر آنها بتوانند به مادر نزدیک بمانند، اما پدر را نیز اضافه کنند. اگر پدری احساس کند بچه زیادی به دنیای مادرش جذب شده است آن وقت باید مشارکتش را افزایش دهد. مادر را سرزنش نکنید! شاید پدر خیلی انتقادگر و خیلی پر توقع است و پسر از او می‌ترسد.

 

در سال‌های اولیه رشد پسر بچه‌ها اگر مادری ناگهان حضور یا گرمی و محبت خود را از بچه مضایقه کند، آن وقت اتفاقی وحشتناک می‌افتد: پسر برای کنترل غم و ناراحتی‌اش بخشی از خود را که با مادر پیوند دارد سرکوب می‌کند، یعنی بخش حساس و مهربان بودنش را. اگر پسربچه نتواند احساسات محبت آمیز را با مادر مبادله کند ابراز چنین احساساتی برایش دردناک می‌شود. اگر پسری این بخش از خود را سرکوب کند به عنوان بزرگسال در ابراز محبت و مهربانی به همسر و بچه‌هایش مشکل خواهد داشت و تا حدودی مردی عصبی و شکننده می‌شود. ما همه چنین مردانی را می‌شناسیم که از نظر هیجانی در ارتباط با دیگران محدود و ناشی هستند. ما با در آغوش گرفتن پسرانمان چه پنج ساله باشند یا ده ساله یا پانزده ساله می‌توانیم مطمئن شویم که آنها اینچنین نخواهند شد.

 

منبع: کتاب تربیت پسران

 نویسنده: استیو بیدولف

 ترجمه: شمس الدین حسینی -الهام آرام نیا