پذیرش فرزندان

تاثیر پذیرش و تائید رفتار فرزندانتان

همه ما برای فرزندان ما نگران هستیم و همیشه می‌ترسیم برایشان اتفاقی بیفتد. تنها کاری که از دستمان بر می‌آید این است که از پیش مراقبشان باشیم و جوانب احتیاط را رعایت کنیم. جالب است بدانید اگر به دور فرزندانتان پیله‌ای بتنید و فرض کنید خطر همه جا در کمین آنها نشسته است و پیوسته بگویید: “ممکنه بیفتی” یا “شاید مریض بشی” و… نه تنها مشکل حل نمی‌شود، بلکه باعث می‌شویم هرگز نتوانند از توانایی‌هایشان در برخورد با شرایط خطرناک استفاده کنند. البته باید بین بی پروایی و نگرانی بیش از حد تعادل را حفظ کرد. در دوران کودکی از بچه‌ها بعید نیست که کج‌خلقی کنند، شب ادراری داشته باشند، وقتی آنها را ترک می‌کنید گریه و زاری راه بیاندازند و انگشتانش را بمکند. همه این مراحل گذرا و موقتی هستند. وقتی مشکل جدید فرزندانتان شما را به ستوه می‌آورد کافیست به این فکر کنید که چطور مشکلات قبلی برطرف شده‌اند.

اهداف واقع بینانه داشته باشید. بچه‌هایی که دائماً در راه رسیدن به اهداف غیر ممکن تلاش می‌کنند هر چقدر هم که باهوش و با استعداد باشند غالباً در زندگی  احساس شکست می‌کنند. فرزندانتان را تشویق کنید تا به اهداف بزرگ، ولی نه آنقدر بزرگ که خارج از توانایی و دسترس آنان است. خیالشان را راحت کنید. برای فرزندانتان توضیح دهید علاقه شما به آنها صرفاً به دلیل موفقیت‌ها و پیروزی‌هایشان نیست. اطمینان حاصل کنید، می‌دانند شهرت و اعتبار شما وابسته به دستاوردهای آنها نیست و با کودکانتان همراه باشید. علایق، بی‌رغبتی‌ها و توانایی‌های فرزندانتان را بشناسید و به آنها احترام بگذارید. حتی اگر در گذشته به این موضوعات اهمیت چندانی نمی‌دادید مهم نیست از همین حالا شروع کنید. به فرزندانتان اجازه بدهید دریچه از عقاید و تجربیات نو به روی شما بگشایند. در این صورت نه تنها مسایلی که آنها را ناراحت می‌کند بهتر درک می‌کنید بلکه ممکن است یک روز به کارهایی که فرزندانتان از آنها لذت می‌برند واقعاً علاقه مند شوید.

از تکرار خسته نشوید. بچه‌ها دوست دارند که کتاب‌هایشان را دوباره و دوباره بخوانند یا فیلم یا کارتون مورد علاقه‌شان را بارها و بارها نگاه کنند. گرچه این کار برای بزرگسالان عجیب است ولی یک عادت دوران کودکی است. بدون اینکه این غریزه فطریشان را نادیده بگیرید هر وقت آمادگی پیدا کردند کارهای جدیدتر و سرگرم کننده‌تری را به آنها معرفی کنید. اگر فیلم یا برنامه تلویزیونی فرزندتان را ترسانده است آمادگی ترک اتاق یا خاموش شدن تلویزیون را داشته باشید. باید به بچه‌ها یاد بدهید خودشان تصمیم بگیرند که از پس چه کارهایی بر می‌آیند و با کدامها نمی‌توانند کنار بیایند. درباره فیلم ها و یا بازی‌هایی که برای رده سنی بالاتر یا برای بزرگسالان ساخته شده‌اند حساسیت بیشتری به خرج بدهید. بچه‌ها ممکن است تخیل را با واقعیت اشتباه بگیرند از آنها بعید نیست از آنچه در صفحه تلویزیون می‌بینند تقلید کنند.

درباره لباس‌ها زیاد سخت نگیرید. بچه‌ها عروسک نیستند. نمی‌توانیم همیشه آن طور که می‌خواهیم به آنها لباس بپوشانیم. از حدود ۷ سالگی فرزندانتان دیگر سلیقه و علایق خود را دارند. ممکن است شما نوع لباس پوشیدنشان را دوست نداشته باشید یا آن را تأیید نکنید ولی تا وقتی که لباس‌هایشان گرم و خشک‌اند آیا واقعاً نوع لباس پوشیدنشان مهم است؟ با هم قرار بگذارید اگر همیشه در کارهایشان دخالت نکنید در عوض آنها هم توافق می‌کنند در موقعیت‌های به خصوص مطابق میل شما لباس بپوشند.

به ناراحتی‌شان احترام بگذارید. درست مثل بزرگترها بچه‌ها هم همیشه شاد و سرحال نیستند قبول کنید فرزندان انسان ممکن است گاهی غمگین شوند و به آنها زمان و فضا دهید تا چیزی را که بالاخره یکی از احساسات طبیعی بشری به شمار می‌آید ابراز کنند. در نظر داشته باشید که همه خانواده‌ها گه‌گاه بحران را تجربه می‌کنند دورانی که ممکن است همه در آن غیرعادی رفتار کنند. در این هنگام است که والدین از خود می‌پرسند آیا واقعاً در وظیفه بزرگ تربیت فرزندان‌شان شکست خورده‌اند؟ اغلب اوقات این وضعیت پشت سر گذاشته شده و فراموش می‌شود فرزندانتان دوباره به حالت عادی برمی‌گردند و والدین نیز دوباره با روحی تازه زندگی را از سر می‌گیرند.

رفتار فرزندتان

اگر از شیطنت‌های‌شان به ستوه آمده‌اید چند لحظه فکر کنید، اگر به هر دلیلی نمی‌توانستند شیطنت کنند چه احساسی پیدا می‌کردید؟ تفاوتها را بپذیرید. کمتر کودکی کاملاً نرمال است. همه بچه‌ها، خصوصیاتها و ویژگیهای خاص خود را دارند. بیش از آن که رفتارهای طبیعی و بهنجار فرزندانتان را ستایش کنید، آنها را به خاطر ویژگی‌های منحصر به فردشان دوست داشته باشید و انعطاف‌پذیر باشید. به عنوان والدین شما باید برنامه‌ریزی کنید. اما خودتان را آماده کنید شاید این برنامه‌ریزی‌ها تغییر کند یا کاملاً به هم بخورند. بیماری‌ها، ناخوشی‌های بچه‌های دیگر، تغییر عقیده‌شان به اینکه در آخرین لحظه تصمیم می‌گیرند که کاری را که دوست ندارند، کاری را که می‌خواستند انجام دهند. همه این شرایط و چالشها می‌توانند بهترین برنامه ریزی‌ها را نیز دستخوش تغییرات کنند. به جای اینکه نگران شوید یا گناه را به گردن کسی که باعث تغییر برنامه‌ریزی شده است بیاندازید سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید. معمولاً در این شرایط کاری از دست شما بر نمی‌آید پس با روی خوش تغییرات را بپذیرید.  فرزندانتان را در برنامه‌ریزی‌ها سهیم کنید. ممکن است همیشه بچه‌ها دوست نداشته باشند کاری که شما می‌خواهید را انجام دهند. به جای اینکه با بداخلاقی آنها را کنار بگذارید  سعی کنید فرزندانتان را در فرآیند برنامه ریزی درگیر کنید عقایدتان را با آنها در میان بگذارید هدف برنامه ریزی و زمان بندی کاری را که می‌خواهید انجام دهید برایشان توضیح دهید. اگر احساس کنند در برنامه‌ریزی‌ها سهیم هستند و با آنها مشورت شده ممکن است تمایل بیشتری برای شرکت در برنامه‌ها از خود نشان دهند.

 موفقیتهای دیررس را جشن بگیرید. اگر فرزندتان جزء آخرین افرادی است که یاد می‌گیرد که صحبت کند، راه برود، بخوانند یا دوچرخه سواری کند، همین دلیل خوبی است تا برای موفقیت‌هایی که به سختی به دست آمده‌اند جشن بگیرید. به دیگران کاری نداشته باشید فرزندانتان را مجبور نکنید تا خودشان را با دیگران مقایسه کنند البته وسوسه انگیز است ولی در مقابل این وسوسه‌ها که از فرزندتان درباره نتایج و نمرات همکلاسی‌هایش بپرسید، مقاومت کنید.

 صبور باشید اکثر ما از چیزهای خاص بیشتر ناراحت می‌شویم. چیزهایی هستند که واقعاً ناراحتمان می‌کند و حوصله مان را سر می‌برند همسایه‌های پر سر و صدا، عادت‌های شخصی دیگران یا حتی حیوانات خانگی نافرمان. به جای این که حساسیتهایمان را به فرزندانمان منتقل کنیم و عمری آنها را درگیر این حساسیت‌ها کنیم، بهتر است سکوت اختیار کنیم. ضعف‌هایمان را شناسایی کنیم. همه والدین یک نقطه کور دارند ممکن است به بچه‌ها اجازه دهند وسط حرفشان بپرند یا آنها را به موقع نخوابانند یا بچه‌ها را در معرض غذاهای متنوع قرار ندهند. این  نقطه ضعف هرچه باشد هم مسئله مهمی نیست و اگر یکی از اعضای فامیل یا دوستی با حسن نیت آن را به شما خاطرنشان کرد، تصور نکنید قصد توهین به شما را داشته است. لبخند بزنید و وقتی به نظر می‌رسد همه چیز اشتباه شده است و فرزندانتان تا دیر وقت بیدار مانده‌اند، جر و بحث می‌کنند. هنوز به آنها غذا نداده‌اید و یا هنوز اتاق‌ها را مرتب ‌نکرده‌اید. جای نگرانی نیست سعی کنید طرف جالب ماجرا را ببینید و با خوشرویی راه حل مناسب دیگری پیدا کنید.

منبع: کتاب هزار نکته مهم برای تربیت فرزند

نویسنده: پگی وانس

مترجم: محمد جعفر کندی