هورمون تستوسترون

اهمیت و کارآیی هورمون تستوسترون در بدن پسران

چرخش تستوسترون

 بعد از تولد نوزاد پسر در جریان خونش به اندازه پسری دوازده ساله هورمون تستوسترون دارد! او به همه این تستوسترون را نیاز دارد تا بدنش را تحریک کند که خصوصیات مردانه را به موقع برای متولد شدنش رشد دهد. هورمون تستوسترون باقیمانده باعث می‌شود که او گاهی نعوظ‌های کمی به عنوان نوزاد داشته باشد. چند ماه بعد از تولد سطح هورمون تستوسترون تا حدود یک پنجم سطح تولد کاهش می‌یابد و در سراسر دوره نوپایی نسبتاً پایین می‌ماند. پسر و دختر نوپا (مطمئنم که شما موافقید) تا حدودی خیلی شبیه هم رفتار می‌کنند.

 

در چهار سالگی به دلایلی که هیچ کس کاملاً درک نمی‌کند پسرها موجی ناگهانی از هورمون تستوسترون  را دریافت می‌کنند که سطوح خونشان را دوبرابر می‌کند. در این سن کودک ممکن است خیلی به عمل کردن، جسور بودن، ماجراجویی و بازی‌های پر هیجان علاقه مند شود. پدرش ممکن است به خوبی دریابد که این سن خوبی است چون حالا کودک بازی می‌کند. آنها می‌توانند با هم در حیاط خانه کار کنند و به روش‌های با هم تعامل داشته باشند که وقتی او کوچک و در مانده بود امکان پذیر نبود. در پنج سالگی سطح هورمون تستوسترون تا نصف کاهش می‌یابد و کودک دوباره آرام می‌شود درست به موقع، برای مدرسه! هورمون تستوسترون  هنوز برای او کافی هست که به فعالیت، ماجراجویی و کشف محیط اطراف اما نه به خصوص به جنس مخالف علاقه‌مند باشد.

 

درجایی بین یازده  و سیزده سالگی سطح هورمون تستوسترون  دوباره شروع به افزایش شدید می‌کند که نهایتاً هشت برابر دوره نوپایی افزایش می‌یابد.
نتیجه آن رشد ناگهانی و کشیدگی دست و پاها می‌شود، آنقدر زیاد که کل سیستم عصبی او خودش را دوباره سیم پیچی می‌کنند.  تقریبا در ۵۰ درصد پسرها سطح هورمون تستوسترون  آنقدر بالاست که مقداری از آن به استروژن تبدیل می‌شود و ممکن است سینه‌ها متورم و حساس شوند این چیزی نیست که درباره‌اش نگران شوید.

 

هر پسری متفاوت است

  تنوع وسیعی میان مردان و همچنین هم پوشی زیادی بین جنسیت‌ها وجود دارد. برخی دخترها رفتار نوع تستوسترونی بیشتری از برخی پسرها دارند و برخی پسرها رفتار نوع استروژنی بیشتری از دخترها نشان میدهند. با این حال الگوی کلی برای بیشتر بچه‌ها حفظ می‌شود. آشنایی با هورمون‌های پسرانه و تاثیرات آن بدین معناست که ما بتوانیم درک کنیم چه خبر است و همدل و مفید باشیم. درست مانند شوهر خوب که نشانه‌های پیش از قاعدگی را در همسرش درک می‌کند. والدین خوب هم شرایط پسری تستوسترونی را که به آموزش نیاز دارد درک می‌کنند.

 

در اوایل  چهل سالگی سطح هورمون تستوسترون به تدریج رو به کاهش می‌گذارد. روزها می‌گذرد بی آنکه او در فکر ارتباط جنسی باشد. در اتاق خواب کیفیت جایگزین کمیت می‌شود و حالا پسر کمتر در فکر اثبات چیزی است و بیشتر عاقلانه و خردمندانه رفتار می‌کند و هدایت آرام گروه را بر عهده می‌گیرد و موقعیت‌ها را عملی می‌کند. او برای دوستی‌ها ارزش قائل است و بهترین نقش خود را در دنیا ایفا می‌کند.

 دعوای پسران

 

 

چرا پسرها دعوا می‌کنند

هورمون تستوسترون روی خلق و خو و انرژی هم تاثیر می‌گذارد و چیزی بیشتر از یک هورمون رشد است. شکی نیست که تستوسترون باعث رفتارهای فعالانه و پر سر و صدا می‌شود و به همین دلیل است که برای قرنها اسبها را اخته می‌کردند تا بهتر رفتار کنند. وقتی این هورمون به موش‌های ماده تزریق شد آنها را به جفت یابی و جنگ و دعوا با سایر موشها  وادار می‌کند. این باعث می‌شود بخشهای معینی از مغز رشد کنند و بیشتر قسمت‌های دیگر کند شود همچنین می‌تواند رشد ماهیچه‌ها را بیشتر کند و چربی را کاهش دهد و می‌تواند آدم را به سوی طاسی و بدخلقی سوق دهد

روشی را که هورمون تستوسترون بر روان مردها تأثیر می گذارد می‌تواند از طریق تحقیق معروف توضیح داد. قبیله‌ای از میمونها در یک آزمایشگاه به دقت زیر نظر قرار گرفتند تا ساختار اجتماعی‌شان شناسایی شود. پژوهشگران متوجه شدند که میمونهای نر از لحاظ برتر بودن سلسله مراتب مشخصی داشتند سلسله مراتب ماده‌ها سست تر و آرام تر و متکی بر این بود که چه کسی موهایش را تمیز و مرتب کرده باشد. اما آنها همیشه می‌دانستند چه کسی رئیس از چه کسی جانشین رئیس است و چه کسی جانشین و چه کسی جانشین رئیس و اغلب با هم می‌جنگیدند تا این را ثابت کنند. وقتی پژوهشگران می‌خواستند از توان بالقوه و پویایی میمونها سر در بیاورند کاری کردند که بین میمونها جنگ و جدل راه بیندازند. آنها میمونی نر را از پایین ترین  جایگاه میمونها انتخاب کردند و به او هورمون تستوسترون تزریق کردند. سپس او را به قبیله‌اش برگرداندند. شما می‌توانید حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟ او شروع به زد و خورد با میمون ارشدش کرد که در کمال تعجب برنده شد. سپس رفت و با میمون بعدی دعوا کرد مدت ۲۰ دقیقه به زد و خورد با میمونها ادامه داد و بزرگترین میمون را از بالای شاخه رتبه‌بندی قبیله پایین آورد. قهرمان ما کوچک بود اما تستسترون داشت، او کفیل قبیله شد.

 

متاسفانه این موقعیت برایش دوام چندانی نداشت، طولی نکشید که قدرت هورمون تستوسترون کاهش یافت و قهرمان کوچک ما دوباره به جایگاه پایین‌تر سقوط کرد. نکته این است که هورمون تستوسترون روی مغز تاثیر می‌گذارد و پسرها را به رتبه بندی و رقابت بیشتر تحریک می‌کند.

 

 

پسرها به نظم نیاز دارند.

 دان و جنی الیوم در کتابی به نام تربیت پسر، داستانی از سر پیشاهنگ مسنی تعریف می‌کنند  که می‌آید و گروهی پیشاهنگ نابهنجار و ناامید شهرشان را سر و سامان می‌دهد. این یک گروه پیشاهنگ جهنمی بود: پسرها همیشه دعوا می‌کردند و به اموال خسارت وارد می‌آوردند. هیچ چیزی آموخته نمی‌شد و بسیاری از پسرهای آرام‌تر گروه را ترک کرده بودند. وقت آن بود که تحولی صورت گیرد. در اولین شب گردهمایی رئیس گروه قوانینی وضع می‌کند از تعدادی از پسرها دعوت می‌کند تا با قوانین همراه شوند یا گروه را ترک کنند. ساختار روشنی وضع می‌کند و آموزش مهارتها را به روشی سازمان یافته شروع می‌کند. او موفق می‌شود گروه را کاملاً متحول کند و طی چند ماه گروه پیشرفت می‌کند سرگروه به دان و الیوم توضیح داده بود که به تجربه دریافته است چه چیزهایی است که پسرها همیشه نیاز دارند بدانند:

۱٫   چه کسی رئیس است؟

۲٫   قوانین چه هستند؟

۳٫   آیا این قوانین منصفانه اعمال می‌شوند؟

 

 

لغت کلیدی ساختار است

  اگردر موقعیتی به اندازه کافی ساختار وجود نداشته باشد، پسرها احساس ناامنی و خطر می‌کنند. اگر کسی مسئول نباشد آنها شروع به گلاویز شدن با یکدیگر می‌کنند تا نظم و ترتیب را شکل دهند. پایه جهت‌گیری تستوسترونی آنها باعث می‌شود که خواستار سلسله مراتب باشند اما نمی‌توانند همیشه از عهده برآیند چون هم سن هستند. اگر ساختار تعیین کنیم، آن وقت آنها می‌توانند آرام شوند برای دخترها این مشکل زیادی ایجاد نمی‌کند.

 

پسرها برای سرپوش گذاشتن روی ترس‌شان خشن عمل می‌کنند اگر کسی به وضوح رئیس باشد آنها آرام هستند، اما رئیس نباید نامعقول یا مجازات کننده باشد اگر شخص مسئول قلدر باشد سطح ناآرامی و تنش پسرها افزایش می‌یابد و به قانون جنگل بر می‌گردد. اگر معلم سرگروه یا والد مهربان و منصف باشد در عین حال دقیق و جدی، آن وقت پسرها رفتار خشن خود را رها می‌کنند و در مسیر یادگیری قرار می‌گیرند. به نظر می‌رسد این تفاوت جنسی درونی شده‌ای است. اگر دخترهای عضو یک گروه مضطرب باشند گرایش دارند که بترسند و آرام باشند. در حالی که پسرها با دویدن و ایجاد سر و صدای زیاد پاسخ می‌دهند. این سوء تعبیر زمانی شکل می‌گیرد که پسرها در دبستان و غیره بر محیط مسلط می‌شوند به هر حال این در واقع واکنش اضطرابی است.

 

برخی زیست شناسان فمینیست استدلال کرده‌اند که مردان هورمون تستوسترون را از طریق شرطی شدن دارند که ناشی از روش تربیتی است. در واقع این نظریه تا حدی درست است در تحقیق ثابت شد که پسرها در مدرسه‌ای دارای محیط ترسناک تستوسترون بیشتری تولید می‌کنند و وقتی هم این مدارس حمایتی بیشتری ایجاد می‌کنند سطوح هورمون تستسترون به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد. بنابراین محیط و وراثت هر دو نقش دارند. اما محیط تنها روی هورمون تاثیر می‌گذارد. موفق شدن در ارتباط با پسرها به این معناست که طبیعتشان را بپذیریم در حالی که آنها را به راه‌های خوب جهت می‌دهیم.

 

 

چطور تفاوتهای مردان و زنان سر بر آورد؟

 تکامل تدریجی هموار شکل همه موجودات زنده را تغییر می‌دهد به عنوان مثال انسانهای اولیه آرواره‌ها و دندانهای بزرگی برای جویدن غذای خام داشتند؛ اما بعد از کشف آتش و پختن غذاها، آرواره‌ها و دندان‌های ما در طول سالهای متمادی کوچک‌تر شدند. چون غذایمان برای جویدن نرم‌تر بود. از این رو رفتارمان در واقع شکل جسمانی ما را تغییر داد. اگر ما چند هزار سال دیگر به خوردن غذای آماده ادامه دهیم ممکن است به طور کلی آرواره‌هایمان را از دست دهیم

 برخی تفاوتهای جنسی در انسانها مشخص است اندازه پرمویی و غیره، اما تفاوت‌های اصلی تفاوت‌های پنهان شده‌ای هستند که به واسطه نقشهای بسیار متفاوت برای بخش بسیار بزرگی از تاریخ ما ایجاد شدند. جوامع جمع آوری کننده شکارچی، کار را بر اساس جنسیت تقسیم می‌کردند! شکار فعالیتی تخصصی بود که به عمل گروهی سریع فعالیت ماهیچه‌ای ناگهانی و قوی در حرکات سریع و کوتاه و داشتن هدفی مشخص نیاز داشت. وقتی تعقیب شکار آغاز می‌شد زمانی برای تصمیم‌گیری نبود کسی مسئول بود و شما باید به آنچه او می‌گفت عمل می‌کردید.

 

کار زنان در جمع‌آوری دانه‌ها، ریشه‌ها و حشرات با هم فرق داشت.  این به آنها فرصت تصمیم‌گیری می‌داد. انگشتی زبردست و ماهر و حساس و مراقبت از نوزادان و کودکان را نیز در بر می‌گرفت. در نتیجه همه زنان انگشتان حساس ظریفی دارند که از انگشتان مردان خیلی کارآمدتر است کار زنان مستلزم احتیاط ثبات و توجه به جزئیات بود. در حالی که شکار به درجه‌ای از بی‌احتیاطی و فداکاری نیاز داشت. جثه زنان به طور کلی کوچکتر شد اما بهتر می‌توانستند مقاومت و تحمل کنند. بدن مردان درحرکات سریع قدرتی بهتر بود اما احتمال بیشتری وجود داشت که با یک سرماخوردگی یا ناخن پایی که در گوشت فرو برود زمین‌گیر شوند. تفاوت‌ها زیاد نبود مقداری از انعطاف پذیری نقش احتمالاً مفید بود و بر این گونه‌ای شدیم با تفاوت‌های جزئی اما مهم، بین بدن و مغز مردان و زنان.

 پرخاشگری پسران

پیوند بین ارتباط جنسی و پرخاشگری

 از تحقیقات اولیه درباره این نظریه که مردان قدرتمند انگیزه‌های جنسی بالاتری دارند حمایت شده است. مردانه تیم ورزشی که برنده می‌شوند سطح هورمون تستوسترون بالاتری از تیمی که می‌بازد دارند. و بر طبق نظریه مورخان بسیاری از رهبران بزرگ انگیزه‌های جنسی بالاتری داشتند به حدی که در واقع نسبتاً مصیبت بار و ناتوان کننده بوده است.

 ارتباط جنسی و پرخاشگری به نحوی با هم پیوند دارند. هر دو به وسیله مراکز یکسانی در مغز و گروهی هورمون کنترل می‌شوند. این مسئله منبع مصیبت و درد و رنج انسانی بیشماری به شکل تعدی جنسی علیه زنان، بچه‌ها و مردم بوده است. به دلیل این ارتباط خیلی مهم است که به پسرها کمک شود با زنان ارتباط داشته باشند و همدلی کنند و بیاموزند که شوهر خوبی باشند. هیچ دلیلی ندارد برای پرخاشگری مردان هورمونها را سرزنش کنیم. اما این مهم است که محرک خشونت را از محرک ارتباط جنسی جدا کنیم. در واقع ما نباید فیلم‌هایی را نمایش دهیم که این دو را با هم پیوند می‌دهد. نقشه انتقام جنسی در اغلب فیلم‌های درجه دو ارتباط بسیار بدی را به نمایش می‌گذارد.

 

غلبه بر خشونت‌های جنسی احتمالاً از همان بچگی شروع می‌شود و ممکن است فقط بر این اساس باشد که با بچه‌ها مهربانانه‌تر رفتار شود. ریموند وایر، متخصص انگلیسی در کار با مردانی که از نظر جنسی بچه‌ها را مورد آزار قرار داده بودند در خلال کار دریافت در حالی که همه متجاوزان جنسی قربانی تجاوز جنسی نبوده‌اند، همگی‌شان بدون استثنا دوران کودکی بسیار بیرحمانه و به دور از محبتی داشته‌اند. فقدان همدلی در آن‌ها وجود داشت که منشاء آن عدم وجود تفاهم و مهربانی مداوم بود. مواردی که این متخصص انگلیسی احساس می‌کرد عامل کلیدی در فردی است که او را قادر می‌سازد به انسان دیگر از نظر جنسی تعدی کند.

 

راهنمایی پسرها

 هورمون تستوسترون انرژی و تمرکز را فراهم می‌کند. پسری با سطوح بالای این هورمون شرایط خوبی برای هدایت و رهبری دارد از همان شروع سالهای مدرسه معلمان اغلب به نوع خاصی از پسری که یا قهرمان کلاس می‌شود یا به طور کامل شرور، توجه می‌کنند. برای این چنین پسری هیچ حد وسطی وجود ندارد. این نوع پسران با موارد زیر مشخص می شوند.

·          رفتار و رقابت چالش آور

·          بلوغ جسمانی بیشتر

·          سطوح انرژی بالاتر

اگر معلمی بتواند با چنین پسری دوست شود و انرژی‌های او را در مسیر خوب جهت دهد آن وقت آن پسر پیشرفت می‌کند و در مدرسه شاخص خواهد شد. اگر معلم یا والدی پسر را نادیده بگیرد، کناره‌گیری کند و نسبت به او منفی باشد آن وقت افتخار پسر به مغلوب ساختن بزرگسال و مشکلاتی که وجود دارد متکی خواهد شد. این پسرها توانایی بالقوه سرگروه بودن را دارند اما رهبری باید از سنین اولیه آموزش داده شود.

 

 

خلاصه مطالب

۱٫   هورمون تستوسترون به درجات متفاوتی روی هر پسری تأثیر می‌گذارد. به او جهش رشد می‌دهد او را فعال می‌کند و او را رقابتی و نیازمند هدایت‌های زیاد و محیطی امن و منظم می‌کند.

۲٫   پسری با سطوح بالاتر توستوسترون در جریان خونش دوست دارد که بداند چه کسی رئیس است اما همچنین باید منصفانه با او رفتار شود. پسرها در این مرحله به کمک خاصی نیاز دارند که خصوصیات سرگروهی را در خود رشد دهند و نیروهای‌شان را در مسیرهای خوبی وارد کنند.

۳٫   اگر قرار است که پسری از لحاظ جنسی ملاحظه کار و مهربان باشد نیاز دارد همدلی و احساس را بیاموزد و محبت و مهربانی به او نشان داده شود.

۴٫   برخی دختران تستوسترون زیادی دارند اما در کل این هورمون مردانه است و لازم است که ما آن را درک کنیم نه سرزنش یا تمسخر.

۵٫   این هورمون تغییرات مهمی را تحریک می‌کند:

·          در چهار سالگی- به فعالیت و پسرانه بودن  

·          در سیزده سالگی- به رشد سریع و گم‌گشتگی

·          در چهارده سالگی- به آزمون محدودیت‌ها و ورود به مرحله اولیه مردانگی

 

منبع: کتاب تربیت پسران

 نویسنده: استیو بیدولف

 ترجمه: شمس‌الدین حسینی- الهام آرام نیا