ورزش پسرها

ارتباط پسرها با انواع ورزش

ورزش: شمشیر دولبه

برای بیشتر پسرها ورزش بخش بزرگی از زندگی‌شان است. آنها می‌توانند از ورزش سودمندی‌های زیادی ببرند یا از آن آسیب ببینند. ورزش می‌تواند به پسر بچه‌ها احساسی از تعلق، شخصیت، عزت نفس و سلامتی بدهد. یا می‌تواند به آنها معلولیت بدنی بدهد. آشفتگی ذهن ایجاد کند، ارزش‌های بد به آنها بیاموزد و احساس ناکامی و شکست به وجود آورد. در تمام طول تاریخ انسانها ورزش کرده‌اند حتی در قرون وسطی، مردم شکل‌های ابتدایی از فوتبال را بازی می‌کردند.

 بیشتر فرهنگها مسابقات دو داشتند، رومی‌ها گلادیاتورها را داشتند و یونانی‌ها المپیک را و نه تنها مردان به ورزش می‌پرداختند، پسرها نیز به طور خاصی جذب ورزش می‌شدند. شاید به عنوان محلی برای رها سازی انرژی‌های زیادشان و فرصتی برای برتری یافتن بر خودشان. در آمریکا ورزش فعالیتی مقدس در نظر گرفته می‌شود. هیچ چیزی مثل ورزش شور و هیجان، پیوستگی یا قدرت الهام بخش به وجود نمی‌آورد. از این رو برای والدین هر پسری ارتباط با ورزش، علاقه و چالش مهمی به حساب می‌آید. باید ابتدا نگاهی به جنبه‌های مثبت آن بیاندازیم.

 

 

کمک به ایجاد صمیمیت بین مردان و پسران

 ورزش فرصتی به پسربچه می‌دهد تا از طریق علایق مشترکی که ممکن است در غیر این صورت فاقد آن باشد به پدرش و پسرها و مردان دیگر نزدیک‌تر شود. اشخاص کاملاً غریبه می‌توانند درباره آن با هم صحبت کنند که شامل پدران و پسران نیز می‌شود تعدادی از دوستانم به من گفتند: “اگر من و پدرم  نمی‌توانستیم درباره ورزش با هم صحبت کنیم هیچ حرفی برای گفتن نداشتیم

 ورزش مسیری برای پیوند با جامعه است. از بچه‌های مهاجر ممکن است پرسیده شود: ” به چه تیمی علاقمند هستید؟” انگار که در وطنش درباره ورزشهای موجود در آمریکا صحبت ‌شود!

 

مکانی امن برای ابراز محبت

یکی از دوستانم زمانی متقاعد شد که به یک تیم کریکت خانگی بپیوندند او خیلی مشتاق نبود از کلماتش اینگونه برداشت می‌شد که توقع دارد به واسطه وجود یک عده آدم احمق کسل شود. اما وقتی آن را به گونه‌ای دیگر یافت شگفت زده شد، مردم به گونی‌ای باورنکردنی به هم محبت می‌کردند. برای تلاش تحسین واقعی وجود داشت و توصیه‌ها و مهارت‌ها گرمی، تایید زیاد انرژی و مهارت جوانی و تجربه و دیدگاه مردان بزرگتر رد و بدل می‌شد. آنچه دوستم را تحت تاثیر قرار داد این بود که بعضی از این مردان را در محیط خانواده‌شان و دنیای کار می‌شناخت، آنها در هیچ جای دیگر اینگونه نبوده‌اند. به نحوی ساختار و آیین تیم به هر مردی اجازه می‌دهد که وجودی کامل‌تر و شاداب‌تر باشد. دوستم از این تجربه لذت برد.

 حرکات ورزشی

 

درسهایی برای زندگی

  زمین بازی مکانی است که مردان و پسران در آنجا با هم تعامل دارند اغلب جایی است که پسرها، نگرش ها و ارزشهای زیادی برای زندگی به دست می‌آورند. از سنین اولیه زمانی که پسر بچه به سختی می‌تواند چوب یا توپی را نگه دارد شروع به آموختن درسهای کلیدی می‌کند:

·          چطور بازنده با ظرفیتی باشد (اگر باخت گریه نکند، به کسی مشت نزند یا توپ را بیرون نزند.)

·          چطور برنده خوبی باشد (فروتن باشد و از ایجاد احساس بد در دیگران اجتناب کند)

·          چطور بخشی از یک تیم باشد (مشارکت جویانه با دیگران بازی کند محدودیت‌هایش را بداند و از تلاشهای دیگران حمایت کند)

·          چطور تمام تلاشش را به کار ببرد (حتی وقتی خسته است به تمرین ادامه دهد و با تمام قوا تلاش کند)

·          چطور برای هدفی بلند مدت تلاش کند و برای کسانی از خودگذشتگی نشان دهد.

·          چطور تقریباً هر کاری را که در زندگی انجام می‌دهد با تمرین بهبود دهد.

 

والدین جانشان به لبشان می‌رسد تا بچه‌هایشان بتوانند ورزش کنند. سودمندی‌های آن معلوم است. تفریح، تناسب اندام و هوای تازه، ساخت شخصیت، دوستی، احساس پیشرفت و تعلق و بچه‌ها چیزهای زیادی از آن به دست می‌آورند؛ اما به شکلی کاملاً جدی این باور که هر ورزش خوب است، به شدت مورد تردید است. ورزش تغییر می‌کند و همیشه این تغییر به سوی خوب شدن نیست. خطراتی برای بدن و ذهن وجود دارد والدین نسبت به فصل قبل باید بیشتر مراقبت کنند. بیاید علت آن را بررسی کنیم.

 

الگوهای نقش منفی و فرهنگ احمقانه

 ورزش و قهرمانان ورزشی برای کل جامعه ما وسواسی فکری شده‌اند. تصور کنید اگر کسی پیشنهاد دهد که ما ده دقیقه آخر اخبار شبانگاهی را به کارهای چوبی یا جمع آوری تمبر اختصاص داده‌ایم، ورزش آنقدر فراگیر شده است که هر کسی حالا لباسهای ورزشی می‌پوشد. ما والدین دلمان می‌خواهد از قدرت ورزش برای ساختن بچه‌هایمان به شکل افرادی بهتر استفاده کنیم. اما همین مسئله ممکن است به راحتی به روش دیگر به کار برود به ویژه در ورزشهای مردانه. بچه‌های تأثیرپذیر انواع پیام‌های ناسالم را از مردانی که هرگز واقعاً رشد نیافته‌اند می‌آموزند.

 

مربیان، آموزش دهنده‌ها، والدین و نهادهای رسمی همگی باید به یاد داشته باشند که ورزش صرفا بازی است، این که ورزش برای بازیکنان است نه این که بازیکنان برای ورزش باشند. اگر ورزش نوجوانان ما را برای زندگی بهتر تجهیز نمی‌کند پس بهتر است به ماهیگیری برویم.

 

دام استعداد

 شکست در ورزش مشکل آفرین است، اما گاهی موفقیت نیز ممکن است مشکل باشد پسران کمی امروزه از توجه مردانه‌ی کافی برخوردارند. اگر پسری در فوتبال، بیسبال یا تنیس پیشرفتی نشان دهد بزرگسالان ناگهان شروع می‌کند به نشان دادن علاقه پدر یا مربی نهایت به او علاقه نشان می‌دهد او شروع می‌کند به بالا رفتن از نردبان ترقی ورزش. مردان وسیله‌ای برای رویاهایش می‌شوند، پسربچه تاییدی را که نیاز دارد به دست می‌آورد.

 اما اگر این پسر بچه به خودش آسیب برساند چه؟  اگر او به محدودیتهای طبیعی‌اش برسد چه؟ یا اگر اضطراب و فشار روانی او را به سمت مصرف مواد مخدر بکشاند و بیش از حد تمرین کند چه می‌شود؟ تایید از بین می‌رود، مردان مسن‌تر نامیدیشان را نشان می‌دهند. تحسین جامعه به ‌طرد تبدیل می‌شود، زندگی هزاران جوان بدین طریق نابود شده است. هر چه بچه استعداد بیشتری داشته باشد، خیلی مهمتر است که والدین در مقابل استفاده سوء استفاده ورزشی جبهه بگیرند. یعنی استفاده از موفقیت ورزشی بچه‌ها برای رضایت بزرگسالان.

 

الگوی نقش چطور عمل می‌کند

 طبیعت جوانان این است که الگوهای نقش‌شان را به طور کامل می‌پذیرند و جذب می‌کنند. اگر مردی بازیکن بیسبال باشد پسرها می‌کوشند نه تنها از کار ورزشی او بلکه از اخلاقیات، لطیفه‌ها و روش زندگی‌اش، تقلید کنند. اگر مدارس بخواهند بچه‌ها را ترغیب کنند که سیگار نکشند، مراقب ارتباط جنسی باشند یا آشغال‌ها را جمع آوری کنند از یک ورزشکار استفاده می‌کنند. اگر تاجری بخواهد برای محصولش تبلیغ کند تا فروش بیشتری داشته باشد، از یک ورزشکار استفاده می‌کند. این ممکن است نامأنوس به نظر برسد، اما شیوه مردانگی در جامعه ما است و کارایی دارد. وقتی کل فرهنگ جامعه به این باور می‌رسد که ضربه زدن به توپ گلف شما را برجسته می‌سازد آن وقت است که به دردسر می‌افتیم. در اروپا جایی که هوا سردتر است و مردم بیشتر در خانه‌ها می‌مانند ورزش تنها جنبه تفریحی ندارد، راههای زیادی وجود دارد که مرد باشید. پسری ممکن است موسیقیدان، نقاش، هنرمند، صنعتگر، فیلمساز یا ماهیگری را تحسین کند و از او بیاموزد.

 

انتخابهای در دسترس پسرها در بخش‌های دیگر جهان و الگوهای نقش که به آنها کمک می‌کند خیلی متنوع‌تر است. در استرالیا شما یا ورزشکار هستید یا هیچ چیز نخواهید بود. این اصلاً خوب نیست. ورزش خوب است اما برای هر کسی مناسب نیست.

 آسیب ورزشی

 

آسیبهای ورزشی چطور؟

بر طبق تحقیقات ریچارد فلچر، پژوهشگر سلامتی و بهداشت با مقایسه ورزشها متوجه شد که ماندن در خانه و تماشای تلویزیون سالم‌تر است!

 ورزشکاران طراز اول زیادی تا حدود ۳۰ سالگی آسیبهای دردناک ناتوان کننده‌ای دیده‌اند. این دامنه از آسیب‌های سرتا بافت‌ها و رباط‌های آسیب دیده‌ی بیشمار، از طریق برخوردها، تمرین زیاد یا تلاش افراطی در طول بازی شکل می‌گیرد. اینگونه دردهای ورزشی اغلب به آرتروزهای دردناک در میانسالی منجر می‌شود. کم‌کم معلوم می‌شود که ورزشهای معینی دیگری برای بچه‌ها خوب نیستند. مشکل واقعی رقابت است.

 

 در حالت رقابت بودن، به خطر کردن، پرخاشگری و رفتن به فراسوی محدوده‌های جسمانی قابل درک منجر می‌شود. در این مورد بزرگسالان مقصر هستند و بچه‌ها ترجیح می‌دهند خوش باشند. بچه‌ها متعصب نیستند، مگر اینکه ما آنها را متعصب کنیم. در آمریکا هر ساله صدها هزار بچه در نتیجه آسیبهای ورزشی در بخش تصادفات اورژانس دیده می‌شوند. یک چهارم این آسیبها را می‌توان جدی دانست که به درمان و بستری شدن بلند مدت نیاز دارد. در حالی که در سال‌های اخیر راگبی بازی ‌کردن نیز به اندازه‌ای نگرانی بابت صدمات مغزی و آسیبهای ستون فقرات گزارش شده است و آسیب‌های ورزشی با سن افزایش می‌یابد. روی‌هم‌رفته بین سنین دوازده تا شانزده میزان آسیب هفت برابر افزایش می‌یابد.

 

اما اگر در ورزش خوب نباشید چه؟

 مشکل بزرگ در ورزش برای بچه‌ها این است که اگر با استعداد نباشند در حاشیه قرار می‌گیرند. من در کودکی عاشق فوتبال بودم پدرم مرا به تیم محلی پسران برد؛ اما عضو اصلی تیم نشدم و هرگز در مسابقه شرکت نکردم. من و پدرم اطلاعی از کفشهای ورزشی نداشتیم و نوع بدی از آن را خریدیم که این تحقیر آمیز بود. جدا از بازی فوتبال در مدرسه مرا از بازی‌های دیگر هم حذف کردند.

 

مشکل دیگر ورزش فشار والدین است. اگر پدری ورزشکار باشد آن وقت اگر پسر ورزشکار نباشد ممکن است به دردسر بیفتد پدر مطمئن و خاطرجمع به پسرش افتخار خواهد کرد. حتی اگر او نقاش یا متخصص کامپیوتر شود. پدر ناکام ممکن است خیلی مشکل ساز شود. برعکس پدری که علاقه به ورزش ندارد برای بچه‌اش سخت است که ورزش را دوست داشته باشد. مهم است که زمینه مشترک پیدا کنید که هر دو بتوانید خوش بگذرانید. همه وقت خود را صرف ترغیب فرزندتان به انجام بازی‌هایی که از آن لذت نمی‌برید نکنید. مگر اینکه فرزندتان واقعاً آن را دوست داشته و ارزشمند باشد. به دنبال علایقی باشید که هر دو در آن مشارکت کنید.

 

ورزش را مفرح کنید. در این لحظه در سراسر جهان گروه‌های بچه‌ها چرخ می‌خورند، بالا و پایین می‌پرند، می‌خندند و شادمان فریاد می‌زنند. برای قسمت اعظم زندگی این بخش زیبای آن است. اگر بزرگسالان ورزش را درک کنند با بچه‌هایشان از آن لذت ببرند آنها را با نگرش‌های درست هدایت کنند و به یاد داشته باشند که ورزش برای شادی و سلامتی است آن وقت همه چیز خوب پیش خواهد رفت.

 

منبع: کتاب تربیت پسران

 نویسنده: استیو بیدولف

 ترجمه:  شمس الدین حسینی – الهام آرام نیا