کودک نق نقو

راهکارهای مفید جهت جلوگیری از لوس شدن کودکان

این سوال که آیا کودک، لوس می‌شود، غالباً به ذهن مادرانی که اولین فرزند را به دنیا آورده‌اندف در فاصله تولد تا سه ماهگی خطور می‌کند. این دوره‌ای است که اکثر کودکان خیلی شلوغ می‌کنند و غر می‌زنند. مادر بی تجربه که میبیند می‌توان کودک را با راه بردن آرام کرد، به این کار تن می‌دهد. شیر دادن به کودک هم ممکن است او را آرام کند (دست کم برای یک مدت کوتاه). پستانک خوردن هم برای بعضی از بچه‌ها آرامبخش است. پدر و مادر بعد از مدتی به فکر می‌افتند که نکند با این کارها دارند فرزندشان را لوس می‌کنند، مخصوصاً وقتی کودک با راه بردن و بغل شدن آرام می‌شود.

مادران با تجربه خیلی راحت به نتیجه می‌رسند و می‌گویند: این بچه نق نقوست و کمی طول می‌کشد تا آرام بگیرد.) دلیل دیگری که نباید برای لوس شدن بچه‌ها در سن سه چهار ماهگی نگران شوید، این است که خیلی راحت می‌شودآن را درمان کرد. شما به نوزاد می‌گویید، (او کلمات را نمی‌فهمد ولی لحن را تشخیص می‌دهد)

 ” گمانم داری لوس می‌شوی. پزشک تو می‌گوید سوء هاضمه نداری و در این سن دچار تنش و نگرانی هم نیستی، بنابراین بد نیست بعد از آنکه شیرت را خوردی بگذرم کمی نق بزنی. من و تو خوب می‌دانیم که گرسنه نیستی. من توی همین اتاق بغلی هستم.”

البته این جملات را باید با لحنی جدی، اما بسیار مهربان و آرامبخش بگویید، نه اینکه عصبانی شوید. او را در آغوش بگیرید سپس در تخت بگذارید و آرام از اتاق بیرون بروید. رفتار مطمئن و شاد شما به او اطمینان می‌دهد که هیچ مشکل خاصی نیست و شما همچنان او را دوست دارید. البته اگر بلندتر گریه کرد، او را بلند کنید و همان درمانی را که در هفته‌های گذشته به کار برده‌اید، تکرار کنید.

کودک لوس

بدیهی است که هر چه بزرگتر می‌شود ( چهار یا پنج ماهگی) احتمال اینکه نق نق او به خاطر عادت به بغل و زیاده طلبی باشد، بیشتر از احتمال ناراحت بودن است. بنابراین می‌توانید در تصمیم گیری خود در بغل نکردن و راه نبردن او محکمتر باشید. در این مورد نباید بیش از این اصرار شود زیرا ممکن است از احساسات کودک خود غافل شوید.

بعضی از بچه‌ها در فاصله هشت تا پانزده ماهگی، در نیمه‌های شب بیدار می‌شوند و جیغ می‌کشند، در حالی که قبلاً راحت می‌خوابیدند. بعضی از این موارد پس از عفونت دردناک گوش که از عوارض جانبی سرماخوردگی است، پیش می‌آیند. در سایر موارد حدس می‌نیم که به خاطر درد ناشی از دنداد در آوردن بی قرارمی‌شوند، مخصوصاً اگر در طول روز آب دهانشان بیاید.

 

والدین به طرف کودک می‌دوند تا او را بلند و آرام کنند. شاید یک ساعتی طول بکشد تا کودک آرام بگیرد و در این فاصله مادر، او را راه می‌برد، با او بازی می‌کند، برایش آواز می‌خواند و شاید هم به او شیر بدهد تا آرام بگیرد و بخوابد. کودک از این تفریح و همراهی لذت می‌برد و شب بعد و شبهای بعد مدت بیشتری بیدار می‌ماند و پاسخگویی مادر قوت می‌گیرد و چه بخواهیم و چه نخواهیم، ناراحتی کودک ادامه پیدا می‌کند. به زودی تقاضا برای گذراندن وقت به این صورت، به شکل یک عادت لذتبخش برای کودک در می‌آید.

به نظر بهتر است شب دوم و سوم، هنگامی که کودک از خواب بیدار می‌شود، کمی به او شک کنید و اجازه بدهید بیدار بماند و کمی گریه کند و ببینید که آیا دوباره می‌خوابد یا نه. اگر شدیدتر از قبل گریه کرد پیشنهاد این است که فوری او را بغل نکنید، بلکه کنار تختش در تاریکی بنشینید، برایش لالایی بخوانید و هر قدر هم طول کشید، خسته نشوید تا دوباره بخوابد. یک نکته که خیلی مهم است این که حتماً اتاق را تاریک نگه دارید، مخصوصاً اگر او را در اتاق خودتان می‌خوابانید. هیچ چیزی برای کودکی که می‌خواهید بغلش کنند، دیوانه کننده تر از این نیست که پدر و مادر وانمود کنند خواب هستند.

اتاق خواب تاریک

در سالهای بعد از سه سالگی رفتارهایی در کودکان دیده می‌شود که نشان می‌دهد لوس شده‌اند و همین مساله نگران کننده هست. یکی از این رفتارها در کودکانی است که وقتی از آنها می‌خواهند کاری را انجام بدهند، بحث‌های ناخوشایندی را شروع می‌کند: (چرا باید این کار را بکنم؟ ) ( هیچ یک از دوستان من اینقدر زود نمی‌خوابند.) و امثال اینها.

چنین رفتارهایی به این شکل آغاز می‌شوند که مادر به جای هدایت و همراهی با شادمانی که نشان می‌دهد از کودک توقع دارد، به خواندن کتاب یا روزنامه مشغول می‌شود و یا کاری را که از اداره آورده، انجام می‌دهد و چنین نشان می‌دهد که شاید از فرزندش توقع زیادی داشته است. در صورتی که راه درست این است که پدر و مادر در مورد خواسته‌ی خود از فرزند مصمم باشند و پافشاری کنند. قاطعیت والدین در مقابل فرزندان بهترین راه برای وظیفه شناس کردن یک کودک است.

والدینی که از کودکی از اعتماد به نفس کافی برخوردار بوده‌اند، حالا هم این توانایی را دارند که بدانند فرزندشان را چگونه بار بیاورند. آنها ممکن است جدی یا آسان گیر باشند، ولی چون به روش خود اعتماد دارند، در کارشان موفق می‌شوند.

کودک لوس

یکی دیگر از عواملی که در ایجاد این ناتوانی تاثیر دارد، دوری زوج‌ها از پدربزرگ و مادربزرگ‌هاست، زیرا هنگامی که به مشکلی بر می‌خورند، نمی‌توانند سریع و راحت به آنها مراجعه کنند و راهنمایی بگیرند و به تدریج اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند. آنها بیشتر از تجربه بزرگان خود، به مقاله‌های مجلات و روزنامه‌ها متکی می‌شوند و غالباً بی آنکه منظوری داشته باشند، تجربه‌های آنها را دست کم می‌گیرند.

خانواه‌های کوچک امروز، غالباً بچه‌ها را از تجربه نگهداری از خواهر وبرادر کوچک خود محروم کرده است، در حالی که این آسانترین راه یادگیری مراقبت از کودک است.

یکی از علل دیگر لوس شدن کودکان، احساس گناه در مادرانی است که به صورت تمام وقت در بیرون از خانه کار می‌کنند. آنها غالباً نیاز مالی دارند، با این همه از این که از فرزندان خود غافل مانده‌اند، دچار عذاب وجدان می‌شوند، در نتیجه نه تنها از کودک توقع همکاری و رعایت ادب ندارند بلکه با دادن هدایای فراوان و تن دادن غیر منطقی به خواسته‌های آنها، از جمله ساعتها قصه و کتاب خواندن برای کودک و اجازه بی ادبی و حتی پرخاش و کتک زدن به او، آیند او را به شکلی جدی به خطر می‌اندازند.

این گونه جانفشانی‌های بی منطق و نامناسب از سوی مادران، نتیجه درستی ندارد ودر دراز مدت، آثار فوق‌العاده بدی برجا می‌گذارد. مادر دست کم ناخودآگاه، تن به نوعی بردگی در مقابل یک کودک شکنجه گر می‌دهد و او را از همان ابتدا به راه نادرستی که در آن ذره‌ای لذت از همراهی با کودک وجود ندارد، هدایت می‌کند. کودک هم ته دلش احساس گناه می‌کند، ولی نمی‌تواند دست از گناه بردارد. رفتار او ممکن است هر روز بدتر شود و ناخودآگاه بخواهد که دیگران برایش حد و مرزی تعیین کنند. او ممکن است چنان خودخواه و پرتوقع شود که همه بچه‌ها از او بیزار شوند و کسی نتواند با او کنار بیاید.

پدرو مادر ناچارند این زیاده خواهی‌ها را تشخیص دهند و جرات داشته باشند با کمک از یک مشاوره یا بدون او، هر چه زودتر به اصلاح این رفتارها بپردازند.

منبع: کتاب مراقبت از کودک

نویسنده: بنجامین اسپاک

مترجم: منصوره فضیلتی